رهبر ( ص ) مقرر داشت كه فىء ( درآمد حاصل از تسليم دشمن ) را به مهاجران دهد ، كينهء آن گروه به جوش آمد ، و اين قضيّه را فرصتى مناسب شمردند تا نقش پليد خود را بازى كنند ، پس در صفوف مردم شايعه افكندند تا رهبرى پيامبر ( ص ) را كه نسبت به او بدان سبب كه از اهل مدينه نبود كينهاى در سينه دفين كرده بودند ، بكوبند و بدان لطمه زنند . و اين نقش را با شك آوردن در حسن نيّت او ايفا كردند و او را متهم ساختند كه از قوم خود ( مهاجران ) به زيان انصار جانبدارى مىكند ، و از سويى / 241 ديگر از اين تقسيم به قصد ايجاد اختلاف و تفرقه افكنى ميان مؤمنان بهرهبردارى كردند ، بويژه آن كه به اعتبار ظاهر ممكن نبود كه از اين قضيه براى تفرقه افكنى ميان مهاجران و انصار بهره جست و آن را به جريان اختلاف انداخت .
و عموما سياستهاى تفرقهافكنى همواره بر اساس مظاهر و عوارض مادّى مانند رنگ و مذهب و مليّت و طايفهگرايى پايه گذارى مىشود ، و منافقان و در رأس آنان دشمن خدا ، ابن ابى به انصار وانمود مىكردند كه در پناه موضعگيرى خود خير و مصلحت آنان را مىخواهند و همواره حسن زادگاه پرستى و آزمندى نفس را در آنان بر مىانگيختند تا آنان را به سوى خود كشند ولى انصار اين شايعات و تبليغات را رد كردند زيرا بينشى ژرف و ايمانى و الا داشتند و به رهبرى حق بطور مطلق سرسپرده بودند .
اما پيامبر ( ص ) آنان را گردآورد و گفت : « اگر مىخواهيد خانهها و داراييهاى خود را با مهاجران تقسيم كنيد ، و من نيز اين غنيمت را همانطور كه به آنها داده و قسمت كردهام به شما مىدهم و قسمت مىكنم ( يعنى در تقسيم غنيمت بين شما به تساوى رفتار مىكنم ) و اگر مىخواهيد اين غنيمت ( بتمامى ) از آن ايشان باشد و خانهها و داراييهاى شما از آن شما ( يعنى مهاجران از خانهها و اموال شما بيرون مىروند و دست مىكشند و تمام اين غنيمت فقط از آن ايشان مىشود . ) گفتند : نه ، بلكه ما خانهها و داراييهاى خود را با آنان تقسيم مىكنيم ، و در اين غنيمت هم با آنان شريك نمىشويم . « 33 » پس منافقان شكست خوردند ، و اين چنين
هامش
( 33 ) - التفسير الكبير ، ص 287 در موضع همين موضوع .