خدا بگردد ، تا خداوند نيز از فراز عرش خود اين جامعه را تبرّك كند و به يارى و پشتيبانى خود نگهبانش باشد ، / 245 و هر چه شدّت و صلابت نبرد ما با دشمنان خدا بيشتر شود پيوستگى و بهم جوشيدن و ذوب شدن ما در بوتهء توحيد بيشتر مىشود .
دوم : بر كنار ماندن از رشك و حسد نسبت به پيوستگان بعدى . . . هر گونه گذشت مادى يا معنوى كنند دلهايشان صافى و پاكيزه است و در برابر برادران خود قيد و زنجير و حسّاسيتى ندارد و به فراخى گشوده است چندان كه از مقدّم بودن برادرانشان يا مقدّم داشتن آنان تنگدل نمىشوند ، زيرا دلهايشان سرشار از ايمان و هشيارى است ، و هر يك از آنان به خاطر ارزشها از خود گذشته و تمام وجودش از آن امّت است . پس پيروزى يا ثروت يا غنايم يا مناصب را منحصر به خود يا براى گروهى بدون ديگرى نمىداند ، بلكه آنها را براى همه مىداند ، هم چنان كه پيش افتادن هر فرد يا شاخهاى را پيش افتادن خود نيز مىشمارد .
وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا
و از آنچه به مهاجران داده شود در دل احساس حسد نمىكنند ، » زيرا فضل به دست خداست و آن را به هر كس بخواهد مىدهد ، و رأى و نظر رهبرى مكتبى آنچه را مناسب تشخيص مىدهد مقرّر مىدارد ، و حق از آن كسى است كه شايستگى دارد ، و هيچ كس را حق وصايت در فضل خدا و آنچه از اوست و براى امّت است ، نمىباشد ، پس حسد و برادركشى براى به دست آوردن داراييها و مقامات و مشاغل براى چيست ؟ مؤمنان هر چه به دست مىآورند براى تقويت برادران خود و هموار كردن راه پيشرفت آنان صرف مىكنند تا آنان پيش روند و شأنشان بالا رود و از خلال فعّاليت و به وسيلهء ارتقاء آنان ، شأن دين و امّت بالا رود . و چه قدر جاى تأسّف است كه امروزه در ميان امّت دستهاى بيماردل را ببينيم كه با هر نيرو و توان و خدعه و مكرى كه دارند براى كوفتن و درهم شكستن هر رهبرى جديدى كه در صحنهء مبارزه پديدار شود مىكوشند ، و در دلهايشان هزاران گونه رشك و حسد نسبت به فضل و آبرويى كه به آنان داده شده ، مىبينى .
اسلام نسبت به حسد موضعى قاطع گرفته تا آنجا كه آن را همتاى شرك و