مىشود ؟ گفت : « اگر به فرماندهى اميرى كه امام مأمور كرده است پيكار كردند بايد يك پنجم آن را براى خدا و پيامبر كنار بگذارند و چهار پنجم باقى را ميان خود تقسيم كنند ولى اگر با مشركان در آن مأموريت پيكار نكردند ، ( و مشركان به نوعى ديگر تسليم شوند ) تمام آنچه به غنيمت گرفتهاند از آن امام است و هر جا بخواهد آن را مىگذارد و به مصرف مىرساند » . « 15 » آنچه از بنى نضير به دست مسلمانان افتاد از چيزهايى بود كه خداوند به قدرت خود پيامبرش را بر آن تسلّط داد و مسلمانان جنگى براى آن نكردند ، پس از طرف خدا مخصوص به پيغمبر است و كسى حق ندارد چيزى از آن را مطالبه كند / 226 يا به تقسيم آن اعتراض نمايد و حقّ تصرّف مطلق در آن از جانب خداى عزّ و جلّ متعلّق به پيامبر است .
«
وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ
- و آنچه خدا از دارايى آنان به پيامبر خود غنيمت داد . » أفاء : يعنى رجوع داد و برگرداند ، و گفتهاند آن را از آن رو « فىء » ناميدهاند كه خداوند به عنوان خيراتى براى پيامبر قرار داده است و ديگران به مصلحتى در آن تصرّف مىكرده ( و آن را در اختيار داشتهاند ) پس چون پيامبر آن را به تصرّف درآورد ، آن مال به دو بازگشته است . و خدا داناست .
«
فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ
- و شما اسب و شترى بر آن نتازانده بوديد . » يعنى آمادگى و لشگركشى براى پيكار و جنگ با آنان نداشته و نكرده بوديد . ايجاف به معنى سير سريع و تاختن است ، و معنى عبارت اين است كه در ميدان جنگ بر دشمن با اسبان و شتران تاخت و تاز نكرديد كه سوار بر آنها بجنگيد و اين مركبها وسايل و خود شما را براى جنگى به قهر و غلبه حمل كنند تا در پاداش جنگيدن خود سهمى از فىء ( و درآمد حاصل ) داشته باشيد ، زيرا اين پيروزى
هامش
( 15 ) - وسائل ، ج 11 ، ص 84 .