قرار در خلأ و بيهوده انجام نمىيافت ، بلكه بر سوابق و هدفهايى متّكى بود كه مهمترين آنها كيفر / 224 مناسب براى دشمنان خدا بود .
«
وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ
- تا نافرمانان خوار گردند . » از اين مقطع مىتوانيم دريابيم كه ريشهكنى خرما بن در مسير تنگناى محاصره ، و وارد كردن هراس به دلهاى آنان و ريشهكن كردن وجودشان از مدينه و اطراف آن قرار داشته است . و اين كيفر نافرمانى و ستيزهجويى آنان بوده است ، با توجه به اينكه اسلام دين صلاح و اصلاح است و از تباهى و فساد در زمين نهى مىكند و اين كار را از صفات شخص گردنكشى مىشمارد كه خدا او را دوست نمىدارد . خداى تعالى گويد : «
وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ
« 11 » - و چون از نزد تو بازگردد ، در زمين فساد كند و كشتزارها و دامها را نابود سازد ، و خدا فساد را دوست ندارد » ، «
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
« 12 » - و خدا مفسدان را دوست ندارد » و گفت :
«
فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
« 13 » - نعمتهاى خدا را ياد كنيد و در زمين تبهكارى و فساد مكنيد » . ولى اسلام از بين بردن كشت و حتى نسل را در صورتى كه پيروزى حق و اجراى عدالت منوط و موقوف به آن باشد آزاد مىشمارد ، زيرا در اين صورت چنان كارى جزئى از طرح اصلاح خواهد بود و تنها وقتى آن را حرام مىداند كه فساد باشد . و هنگامى كه مسلمانان اين سوابق و عوامل پشت پرده و ارزشهاى مهمّ را درك كنند ديگر تحت تأثير شبههها و شايعات واقع نمىشوند و با قناعتى راسخ به رهبرى و دين خود تسليم مىشوند و سر مىسپارند .
امّا شبههء دوم : از دهان منافقان برآمد و از آنجا ريشه گرفت كه پيامبر در غنيمت بنى نضير تصرّف كرد و آن را به مهاجران پرداخت و چيزى به انصار نداد ، جز دو تن از انصار يعنى : سهل بن حنيف و ابو دجانه . از اين رو منافقان پيامبر را
هامش
( 11 ) - البقرة / 205 .
( 12 ) - المائدة / 64 .
( 13 ) - الاعراف / 74 .