براى مؤمنان و تبعيد از مدينه به سرزمين شام و جز آن براى يهوديان مقرر شد . قرآن در اينجا ما را به گذشت اسلام متوجّه مىسازد ، و اين كه چگونه فرزندان اين مكتب از ديدگاه و به انگيزه كينتوزى نبرد نمىكنند بلكه نبردشان معلول انگيزههاى الهى و انسانى است ، پس با تسليم شدن يهوديان ، و دست يافتن مؤمنان بر آنان ، رهبرى مكتبى به انتقامجويى تشويق نكرد ، بلكه فرمان خدا را در اين قضيّه دائر بر تبعيد ايشان و مصادرهء داراييهاشان - جز آنچه در طول سفر بدان نياز داشتند - اجرا كرد .
و اين به خودى خود تأكيدى است ديگر بر اين كه موضعگيرى اسلام نسبت به اهل كتاب بر پايه مطامع يا نژادپرستى يا هر چيز ديگر بجز حق نهاده نشده است ، و گرنه آنان را مىكشتند و به بردگى مىگرفتند و زنانشان را كنيز خود مىكردند .
«
وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا
- و اگر نه آن بود كه خدا تبعيد را بر آنها مقرر كرده بود ، در دنيا به عذاب گرفتارشان مىكرد . » به دست مؤمنان يا به طريقى ديگر ، بىآنكه امر منحصر به تبعيدشان شود ، يا عذابشان را به آخرت موكول مىكرد ، «
وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابُ النَّارِ
- و در آخرتشان عذاب آتش است . » از اين آيه درمىيابيم كه عذابى كه مجرم مصرّ در دنيا مىبيند عذاب آخرت را از او برنمىدارد بلكه هر دو عذاب را با هم مىبيند .
/ 222 آيا خداوند تبعيد را بر آنان مقرر داشت و مسلمانان فرمان او را به اجرا درآوردند و اين تنها براى اين بود كه آنها يهودى بودند ، چنان كه صهيونيستهاى كينتوز ادّعا مىكنند و سينههاى يهوديان جهان را با دشمنى و كينه به وسيلهء تبليغات گمراه كننده و برنامههاى تربيتى منحرف خود بر ضد اسلام و مسلمانان انباشته مىكنند ؟ ! هرگز . . . بلكه آنچه روى داد نتيجهء عهد شكنى و خيانت آنها در دو پيمان و جنگشان با خدا و پيامبر او بود .
«
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
- و اين به كيفر آن بود كه با خدا و پيامبرش ستيزه كردند . » يعنى در برابر اين دو در جانب « دو شقىّ » ديگر ايستادند ، و خود را به جنگ