«
يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ
- خانههاى خود را به دست خود و به دست مؤمنان ويران مىكردند . » اين رويداد تاريخى و امثال آن با منافع دنيوى و اخروى آن براى انسان سزاوار بررسى و تحليل است ، و مؤمنان از ديگران بدين بررسى شايستهترند ، زيرا اين بخشى از تاريخ تمدن ايشان است و بيش از هر چيزى به آنان مربوط مىشود و براى آنها اهميّت دارد .
«
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
- پس اى صاحبان بينش ، عبرت بگيريد . » اعتبار همان عبور و گذر از ظواهر به حقايق و از رويدادها به پشت پردهء وقايع است . و عبرت حقيقى آن نيست كه انسان از بررسى هر رويداد يا قضيهاى تنها انكارى علمى و نظريّات و طرحهايى را بهره گيرد ، بلكه افزون بر اين بايد نتايج مذكور در رفتار شخصى او در زندگى منعكس شود و از آنها به مهمترين عبرتها و اندرزها كه همان ايمان به خداى عزّ و جلّ است راه يابد . و جز صاحبان بينش درست به اين غايت نمىرسند . امام صادق ( عليه السلام ) گفت : « عبرت گيرى جز براى اهل صفا و بينش حاصل نشود » ، « 8 » و سپس / 221 اين آيه را تلاوت كرد .
از مهمترين عبرتهايى كه از اين رويداد تاريخى بهره مىبريم ، همان شناخت حكمت و عزّت خدا و اعتماد به پيروزى دادن او به مؤمنان بر رغم شرايط و عوامل معارض و مخالف است . و ما چه قدر بدين عبرت نياز داريم ! و در حالى كه امروز در جبههء نبرد عليه دشمنان امّت اسلام ايستادهايم ، و بويژه عليه صهيونيستهاى غاصب قرار گرفتهايم ، چه قدر بايد به اين بينش مسلّح باشيم و از بررسى آن تجربهء تاريخى بهره بريم ! [ 3 - 4 ] آيه سوم مىآيد تا ما را در برابر نتيجهاى كه اين نبرد بدان انجاميد قرار دهد ، كه خداوند پيامبرش را بر يهوديان پيروزى داد و چيره كرد ، پس پيروزى
هامش
( 8 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 274 .