تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
همراه شما مىجنگم ( و در غلبهء آنها بر مؤمنان انتظار مصلحت مادّى براى خود و يارانش داشت ) ، از اين رو آنها ماندند و حصارهاى خود را استوار كردند ، و آمادهء / 213 جنگ شدند . و به پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) پيغام فرستادند كه : ما بيرون نمىرويم ، و تو هر چه خواهى بكن . پس پيامبر خدا برخاست و تكبير گفت و اصحابش تكبير گفتند و به امير مؤمنان ( عليه السلام ) گفت : بر بنى نضير بتاز ، پس امير مؤمنان بيدق برگرفت و پيش رفت ، و پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) آمد و آنان را در دژ خود محاصره كرد ( محاصره از لحاظ اقتصادى ، و زندگانى و اجتماعى تا تسليم شوند ، و با قريش رابطه‌اى نيابند كه آنان را پشتيبانى و تقويت كنند ) و عبد اللَّه بن ابى با مسلمانان غدر كرده بود ، از اين رو هنگامى كه پيامبر خدا به نخستين خانه‌هاى آنان رسيد در خانه‌هاى پشت آنها حصار گرفتند و آنچه را پشت آنها بود درهم كوفتند ( تا كسى از آن خانه‌ها و وسايل استفاده نكند ) و در ميان آنها مردانى بودند كه خانه‌هايى نيكو داشتند و آنها را ويران كردند ( هم چنان كه بسيارى از لشگرها هنگام عقب نشينى از شهر يا منطقه‌اى چنين مىكنند ) ، و پيامبر خدا دستور داده بود درختان خرماى آنها را قطع كنند ( تا از آنها براى خوردن يا حصار گرفتن استفاده نكنند ) پس از اين امر به فغان درآمدند و گفتند : اى محمد ! آيا خدا به تو فرمان داده است كه فساد كنى ؟ اگر اينها از آن توست ، پس بستان و اگر از آن ماست آنها را قطع مكن . آن گاه پس از اين جريان گفتند : اى محمد ! ما از سرزمين تو بيرون مىرويم ، پس مال ما را به ما بده ، ( و اين دليل ضعف و عدول آنها از موضعگيرى سابقشان بود ) ، پس گفت : « نه ، بيرون مىرويد ولى فقط مىتوانيد به اندازهء بار شترى همراه ببريد » . آنان اين شرط را نپذيرفتند ، و چند روز ماندند ، سپس ( از آنجا كه ضعيفتر شده بودند عدولى بيشتر كردند ) و گفتند : بيرون مىرويم و به اندازهء بار شترى از آن ماست كه مىبريم . پيامبر ( ص ) گفت : « نه ، بيرون مىرويد و هيچ يك از شما چيزى با خود نمىبرد ، و اگر چيزى همراه كسى بيابيم او را مىكشيم » ( اين موضعگيرى خردمندانه و محكم از جانب رهبرى رسالتى ضعف را در نفوس آنان و نيروى مسلمانان را تأكيد كرد ) . آن گاه بدين شرط بيرون