الْحَشْرِ
- اوست آن كه نخستين بار كسانى كه از اهل كتاب را كه كافر بودند ، از خانههايشان بيرون راند . » « حشر » همان جمع ، به معنى گردآوردن و به سويى راندن است ، و در المنجد آمده ، حشره عن بلاده : او را تبعيد و نفى بلد كرد . و جمع ، از جايى به جايى ديگر بردن و گردآورى « 4 » است . و در اين آيه و آيهء سوم اشاره به اخراج ( بيرون راندن ) و اجلاء ( تبعيد كردن ) شده است «
ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا
- نمىپنداشتيد كه بيرون روند » ، و «
كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ
- خدا تبعيد را بر آنها مقرر كرد » ، و معنى آن اين است كه : خداى تعالى يهوديان را در اولين تبعيد ، به عنوان نخستين مرحله از شبه جزيره تبعيد كرد ، و تبعيدى پس از تبعيدى ديگر به دنبال آن مىآيد تا يك تن از آنان باقى نماند . و اين امر هنگامى كه مسلمانان قوى شوكت شدند عملا روى داد ، و يهوديان احساس خطر كردند ، و تبعيدشان تا حشر قيامت ، بدون بازگشت آنان به خانههايشان ادامه مىيابد .
خداى تعالى گفت : «
الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
- كسانى از اهل كتاب را كه كافر بودند » ، و نگفت : جملهء اهل كتاب ، چرا ؟ شايد از آن رو كه جنگشان عليه خدا و موضعگيرى حزب او نسبت به آنها از خاستگاه نژادپرستى و حسد نبود كه آنها طرفداران و اهل كتابى ديگرند بلكه ناشى از موضعگيرى دشمنانهء اين گروه در برابر خدا و قرآن و پيامبر بود ، اينان عليه پيامبر توطئه چيدند ، و پيمان خود را با مسلمانان شكستند ، و در هم پيمانى با كافران مكّه و مشركان آن شهر عليه خدا و پيامبر كوشيدند ، بدين معنى كه چون مسلمانان به روز احد شكست خوردند / 216 و دچار ترديد شدند ، اينان پيمان شكستند و در آنان طمع كردند ، پس كعب بن اشرف با چهل سوار به مكه رفت و نزديك كعبه با ابو سفيان پيمان بست . « 5 » پس اهل كتاب اگر به كتاب خود و پيمانهاى خويش پايبند باشند در اسلام محترماند ، امّا اگر به
هامش
( 4 ) - بنگريد به المنجد ، مادّهء حشر .
( 5 ) - التفسير الكبير ، ص 278 در مورد همين آيه .