/ 211
پيامبرانش را بر هر كه بخواهد چيره مىكند
رهنمودهايى از آيات :
پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به شهر يثرب مهاجرت كرد تا امكان يابد در محيطى سرشار از اطمينان نهضت تمدّنآفرين خود را بنيان گذارد ، و مؤمنان را براى انجام نقش و وظيفهاى تاريخى كه در انتظارشان بود آماده سازد . ولى شهر خود ( مدينه ) را در محاصره و احاطهء مجموعههايى از دشمنان ديد كه خطرشان عليه او و عليه رسالت او كمتر از گردنكشان قريش نبود ، و آن مجموعهها عبارت بود از بنو النضير و بنو قريظه و بنو قينقاع از قبايل يهودى كه از آنجا كه صاحبان رسالتى پيشين بودند ، دين جديد فكر آنان را به خود مشغول داشته بود و آن را خطرى عليه مصالح و موجوديّت خود مىشمردند ، و چه بسا كه دشمنى آنها با دين اسلام ، آنان را به ورود در جنگ عليه آن وا مىداشت .
از آنجا كه اين امور حتمى از پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) پوشيده و پنهان نبود ، كوشش كرده بود معاهدهء تأمين امنيّت موجود را استوار كند تا آنها را بيطرف نگاهدارد ، و خود متوجّه ساختن و پروردن اين امّت جديد و آمادهسازى آن براى ايفاى نقش تمدن آفرين خود شود .
/ 212 امّا يهوديان به سبب دشمنى با خدا و پيامبر او و به انگيزه حسدى كه پيش خود داشتند ، آن پيمان را شكستند ، و ماجرا چنين بود كه پيامبر خدا نزد آنان آمد تا ديهء قتل دو تن را كه به دست يكى از اصحاب او كشته شده بودند از آنان وام گيرد ، و كعب بن اشرف در ميان آنان بود ، چون حضرتش بر كعب وارد شد ، وى گفت : اى ابو القاسم ! خوش آمدى ، و برخاست و وانمود كرد كه گويى