ستمگران و سازمانهاى طاغوتى اهميّت مىيابد .
قرآن سپس تأكيد مىكند كه ضرورت دارد نجوا كردن با يكديگر در ميان مؤمنان از سياق تقوا و پرهيزگارى بيرون نرود ، و اين امرى است كه با احساس مراقبت قرآن و به ياد آوردن رستاخيز و پاداش تحقق مىيابد .
«
وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
- از آن خدايى كه همگان نزد او ( به محشر ) گرد آورده مىشويد بترسيد . » بيگمان احساس گواه بودن خدا و حضور او با نجوا كنندگان است كه تنها ضامن دور كردن / 167 وسوسههاى شيطان از جلسات ويژهء مؤمنان مىشود ، اين از آن روست كه بيشتر عوامل بازدارندهاى كه مانع سقوط به درّهء غيبت گويى و تهمت و تعصّب گروهى عليه گروهى ديگر است در جلسات خلسه و خلوت از بين مىرود ، در آنجاست كه انسان احساس مىكند سختى و تكلّف از ميان رفته و خود از فشار جامعه رها گشته است ، ولى آيا خداوند به آنان نمىنگرد و گفتگوى آنان را نمىشنود ؟ . آيا فردا آنان را در حضور همگان به حساب نمىگيرد . ؟ پس آيا نبايد از او پرهيز كرد ؟
راستى كه زيبا و دل انگيز است زندگى گروهى از مؤمنان كه چون دو تن از ايشان به نجوا پردازند ، براى سفارش كردن نكوكارى و ترسيم طرحى است كه خير به غير خود برسانند و ديگران را به همكارى نصيحت كنند .
[ 10 ] سياق آيه برمىگردد به تأكيد بر حرام بودن نجواى بد ، و قرار داشتن شيطان در پشت آن ، و بيان مهمترين هدفهاى پليد چنان نجوايى ، و ضرورت توكل بر خدا براى مقاومت در برابر آن به قصد باطل كردن اثر منفى آن در نفوس و در واقعيّت اجتماع .
«
إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ
- همانا نجوا كردن كار شيطان است . » نخستين و خطرناكترين دشمن انسان مؤمن ، و منافقان از آن رو با مضامين بد به نجوا با يكديگر مىپردازند كه شيطان به آنان چنان فرمان مىدهد ، و هر نجواى منفى به انگيزههاى شيطانى است ، چون هوى و طمع و مصالح مادى ، و