تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
گونه‌اى تو را سلام مىگويند كه خدا تو را بدان گونه سلام نگفته است ، » زيرا مىگفتند : السّام عليكم به معنى سأم : بيزارى و ملال ، يعنى : اى پيامبر خدا به زودى تو از پيامبرى خود ملول و بيزار خواهى شد ، يا « سام » به معنى مرگ نزد يهوديان ، و طبيعى است كه اگر سلام كننده دور باشد و كسى بر او گمان بد نبرد قصدش از اين عبارت كه در ظاهر و حرفهايش نزديك به سلام است روشن نمىشود ، جز اين كه پيامبر نسبت به منافقان و يهوديان هشيار بود و به ايشان به يك كلمه « و عليكم : و بر شما باد » پاسخ مىگفت ، يعنى همان چيزى را كه به سوى من پرتاب كرديد به سوى شما بازمىافكنم ، و پس از آن وحى آنان را نزد همهء مسلمانان رسوا و مفتضح كرد تا آنان خود بدانند كه خداوند بر هر چيزى آگاه است ، و براستى قضاياى آشكار همچون قضيهء آن مجادله و قضاياى پنهان همچون نجواى آنان را مىداند و از آن آگاهى دارد . تفسيرى ديگر نيز از ( تحيّت : سلام و شادباش گويى ) وجود دارد ، و آن اين است كه آنان پيامبر را بدين كلمات تحيّت مىگفتند ( انعم صباحاً ، و انعم مساءً : صبح بخير ، و شب بخير ) و اين تحيّت اهل جاهليّت بود ، در حالى كه خداوند به ايشان فرمان داده بود در محضر پيامبر با سلام اسلام به عبارت ( السّلام عليكم ) تحيّت بگويند . تفسيرى سوم نيز در اين مورد كرده‌اند كه آنان به پيامبر به عنوان رهبر امّت سلام نمىكردند ، بلكه به صفت و عنوان شخص او سلام مىكردند ، چنان كه مىگفتند : ( السّلام عليك يا ابا القاسم ) ، و اين تفسير با مفهوم سياق آيه مناسبتر است ، با آن كه تفسير نخست در متون تاريخى آمده است . از عايشه روايت كرده‌اند كه گفت : « مردمى يهودى نزد پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) آمدند و گفتند : السّام عليك يا ابا القاسم ، ( مرگ بر تو ، اى ابو القاسم ) ، من گفتم : السّام عليكم و فعل اللَّه بكم : مرگ بر شما ، و خدا با شما چنان كند . » حضرتش ( عليه السّلام ) گفت : عايشه ! فروگذار ، زيرا خداوند دشنام و دشنامگويى را دوست ندارد . » گفتم : اى پيامبر خدا ! نمىبينى چه مىگويند ؟ گفت : « و آيا تو نمىبينى كه من همان را كه