است مگر آنكه موضوعها و آثار آن خداى عزّ و جلّ را خوش نياند و خرسند نسازد ، امّا اگر نجوا متضمّن خير و صلاح باشد آزاد و مباح است ، بلكه حتى گاه واجب است ، مانند عصر طاغوت ، زيرا نگهبان و حافظ برنامهها و طرحهاى مؤمنان ، و جانها و امكانات ايشان ، بدور از آگاهى و نيرنگ و عكس العملهاى طاغوت است .
از اين رو خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند از آن نهى نكرده بلكه آنها را از جهتى از آن نهى كرده كه داراى مضامينى بد و ناشايست باشد و در صورتى كه مضامين نجوا مثبت و خوب باشد بدان امر كرده است ، در حالى كه منافقان را از آن رو از نجوا نهى كرده كه آن را وسيلهاى براى جنگيدن با حق ساختهاند .
«
وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ
- و براى گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر با هم نجوا مىكنند . » اينجا اشارهاى به سه گونه از گناهان حرام شده است كه عبارتند از :
يكم : نافرمانيها و معصيتهايى كه انسان در رفتار خود به وسيلهء آنها با شريعت مخالفت مىورزد ، مانند نوشيدن شراب ، و خوردن حرام ، و دروغ ، و نادرستى و آلودن ، و نزديكى جستن با اموال به حكمرانان ستمكار . در توضيح كلمهء « اثم » بايد گفت خداى تعالى گويد : «
اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
« 31 » - از گمان فراوان بپرهيزيد . زيرا پارهاى از گمانها در حدّ گناه است » اثم يعنى گناه ، و گفت : «
وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً
« 32 » - و هر كه خود خطا يا گناهى كند آن گاه بيگناهى را بدان متهم سازد ، هر آينه بار تهمت و گناهى آشكار را بر دوش خود كشيده است . » / 163 و گفت :
«
وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى إِثْماً عَظِيماً
« 33 » - و هر كه به خدا شرك آورد ، دروغى ساخته و گناهى بزرگ مرتكب شده است . » ، و در المنجد آمده : الإثم ، كارى كه حلال نيست .
هامش
( 31 ) - الحجرات / 12 .
( 32 ) - النساء / 112 .
( 33 ) - النساء / 48 .