دوم : تجاوز به حرمتهاى جامعه و امّت ، چون تجاوز به حقوق و داراييها و ناموسهاى مردم .
سوم : نافرمانى از رهبرى رسالتى كه آن روز در وجود پيامبر اعظم ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) شكل گرفته بود ، و اين نافرمانيها ، با وجود دگرگون شدن مصاديق آن در واقعيّت اجتماعى ، هم چنان معصيت و نافرمانى نسبت به پيامبر محسوب مىشود ، زيرا امتداد طبيعى همان جريان در ميان نسلهاى امّت است .
اين گناهان سه گانه تجاوز به حدود خداوند است ، كه منافقان آنها را محور نجوا و سخنان پنهانى ( و توطئههاى ) خود قرار دادهاند ، و اين هر سه گناه پى در پى آمدهاند ، زيرا مجالس توطئهگران - هر جا و هر وقت و با هر هدفى كه باشد - از گناه ، از قبيله يا قوم يا گروه گرايى و تبار پرستى يا نژادپرستى ، از دروغ و افترا ، از كوچك شمردن ارزشها بخاطر شخص خود ، و برانگيختن حسّاسيّتها سرچشمه مىگيرد ، و شرهاى نهفته از هر يك از اينها رها مىشود و به جنب و جوش درمىآيد تا به دشمنى و غصب حقوق ديگران و اقدام براى دستيابى و چيرگى و افزونى جويى بر آنان مىانجامد ، و در اين كارها در هم شكستن سنّتها و قوانين عادلانهء خدا و مخالفت با رهبرى شرعى وجود دارد .
براستى كه اين جلسات شوم همان رحم و زهدان شبكهها و دامهاى حزبى گمراه كنندهاى است كه براى چيره شدن بر امّت طرحريزى شده ، و اگر فقدان احساس مراقبت خدا ، و فقدان تقوا و پرهيزگارى از خدا و در نتيجه فقدان انصاف و عدالت نبود ، چنين جلساتى كه هدف شركت كنندگان در آنها جز تحقق بخشيدن به خواستها و شهوتهاى كم بهايشان نيست ، زاده نمىشد و تشكيل نمىيافت .
عمل نجوا كردن همان تأثير گذارى متقابل در ميان منافقان است كه يكديگر را پيش مىرانند و / 164 به گمراهى و تجاوز به حريم حق مىخوانند ، و به معنى تشكيل جنبشى پنهانى است كه بر مبادى سهگانهاى استوار شده كه نجوا شامل آنها مىشود .
«
وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ
- و چون نزد تو مىآيند به