تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
از اين و نه بيشتر مگر آن كه او با آنهاست ، هر جا كه باشند . » بيرون از حد شماره و زمان و مكان ، زيرا ذات سبحان او فراتر از چگونگى و كجايى و چندى است كه از صفات مخلوق است . امام على ( عليه السلام ) گفت : « همانا ( خداوند ) از اين بيان ارادهء چيرگى امينان خود را به قدرتى كرده است كه به ايشان بر تمام آفريدگان خود داده ، و اين كه كردار ايشان همان كردار اوست . » « 27 » / 160 و امام صادق ( عليه السلام ) دربارهء گفتهء خداى عزّ و جلّ ( در اين آيه ) گفت : « او يكى است يگانه ذات ، جدا از آفريدگان خود ، و به اين گونه خود را وصف كرده ، و بر هر چيزى محيط است به اشراف و احاطه و قدرت ، به اندازه وزن ذرّه‌اى از آنچه در آسمانها و زمين است ، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر ، از او پنهان نيست ، به احاطه و علم نه به ذات ، زيرا جايها محدوده‌اى است كه حدود چهارگانه آن را در بر مىگيرد ، و اگر اين امر به ذات مىبود جاى گرفتن و احتواى او لازم مىآمد . » « 28 » روايت آمده كه يكى از دانايان يهود نزد ابو بكر آمده و به او گفت : تو جانشين پيامبر اين امّتى ؟ گفت : بلى ، آن گاه به او گفت : ما در تورات مىبينيم كه جانشينان پيامبران داناترين فرد امّتهاى خود هستند پس دربارهء خدا مرا خبر ده كه در كجاست ، آيا در آسمان است يا در زمين ؟ ابو بكر به دو گفت : او در آسمان بر عرش است ، پس آن يهودى گفت : پس مىبينم كه زمين از او تهى است ، و بنا بر اين گفته او را مىبينم كه در جايى هست و در جايى ديگر نيست ! ابو بكر به او گفت : اين سخن زنديقان است . از چشمم دور شو و گرنه تو را مىكشم ، آن گاه امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) گفت : اى يهودى ، من آنچه را پرسيدى دانستم و به آن پاسخ مىدهم ، ما مىگوييم ، براستى خداوند جلّ جلاله كجايى را معيّن كرد ، پس او را خود كجايى نباشد ، و شكوهمندتر و فراتر از آن است كه در مكان بگنجد ، او در
هامش
( 27 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 258 . ( 28 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 258 .