در آن جامعه احساس امنيت نمىكند و كرامت را در نمىيابد .
چنين است كه واجب ساختن حدود و مقررات براى تحكيم ارزشهاست نه به خاطر افراد در جامعه ، تا حقوق مردم ضايع نشود .
[ 5 - 6 ] «
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
- كسانى كه با خدا و پيامبرش مخالفت مىورزند . » بدين معنى كه به عنوان دشمن در برابر خدا و پيامبرش مىايستد و در اين مورد ( يحادّون ) آهن را به كار مىبرند ( يعنى دست به جنگ گرم مىزنند ) . يكى از مفسّران گويد : اصل اين كلمه ( يحادّون ) از حدّ به معنى فاصل است ، و معناى آن در اين صورت رويارويى به تمام شكلهاى خود است كه متنازعان و مخالفان هر يك در حدّ و خطّ فاصلى در برابر حريف و دشمن خود مىايستد . و اين معنى نزديكتر به مراد است ، زيرا « محاددة » با توجّه به سياق عبارت ، كه به حدود خدا اشاره مىكند ، اين است كه انسان با حدود الهى مخالفت مىورزد پس براى خود حدودى اعمّ از قانونى و عملى اختيار مىكند ، همچون كسانى كه جاهليّت و مجموعهء نظم بشرى قديم يا معاصر را بجاى شريعت خدا گرفته و برگزيدهاند ، و طبيعة / 152 ايناند كه قصد عناد و انكار و جنگ دارند ، پس اينان در پاسخ جبههگيرى و « محاددهء » خودخوارى و اهانتى مىبينند كه انبوه شده و در نفس فشرده مىشود تا به صورت انفجارى درمىآيد ، «
أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ
- اينان در شمار ذليل شدگاناند . » « 24 » «
كُبِتُوا كَما كُبِتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
- ذليل و خوار مىشوند هم چنان كه پيشينيانشان خوار شدهاند . » از كسانى كه با رفتار خود در برابر پروردگار خود و پيامبرانشان راه مخالفت پيمودهاند . در المنجد آمده است : كبته لوجهه ، يعنى او را به خاك افكند و هلاك كرد و خوار و ذليل نمود ، گويند : كبت اللَّه العدو ، يعنى خداوند دشمن را
هامش
( 24 ) - المجادلة / 20 .