تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اعتماد مىكند ، همان پرهيزگارى خدا و بيم از اوست كه بر / 147 پايهء ايمان به خدا و احساس درونى مراقبت هميشگى و دقيق او بر اعمال ما استوار است . «
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
- و خدا به كارهايى كه مىكنيد آگاه است . » يعنى نه فقط ظاهر را مىداند بلكه از باطن ، مانند نيّتها و انگيزه‌هاى پنهانى انسان نيز آگاه است . در قرآن بيشتر جايها ، پس از بيان حدّ يا قانون يا نظامى به مراقبت خداوند اشاره مىشود تا راه هر گونه انحراف و سرپيچى و گريز از مسئوليّت را ببندد ، زيرا انسان هر چند بتواند در برابر ديگران ( جامعه ، و حاكم شرع ) بدين وسايل متوسّل شود ، در برابر خدا راهى براى گريز نمىيابد ، چه خدا حتى بيش از شخص او از حالش آگاه است . در اينجا شايسته است يادآورى كنيم در صورتى كه مرد پس از ظهار ارادهء طلاق كند ، پرداخت كفّاره ساقط مىشود . شايد كسى بخواهد اين طلاق را براى گريز از پرداخت كفّارهء واجب بر خود وسيله قرار دهد و سپس به زن خود رجوع كند ، ولى در چنين حالى كفّاره از گردن او ساقط نمىشود ، و خداوند بر حذر داشته است كه كسى در برابر شريعت و قانون او بدين حيله متوسّل شود . از يزيد الكناسى نقل شده كه گفت : « از ابو جعفر ( ع ) دربارهء مردى كه زن خود را ظهار مىكند و سپس او را طلاقى قطعى مىدهد سؤال كردم ، گفت : « اگر زن را طلاقى قطعى دهد ، ظهار باطل مىشود و طلاق ظهار را از ميان مىبرد . گفتم : آيا مرد حق دارد به زن رجوع كند ؟ گفت : آرى ، وى زن اوست ، پس اگر مرد به دو رجوع كند آنچه بر ظهار كننده پيش از آنكه با يكديگر تماس حاصل كنند واجب است بر آن مرد واجب مىشود » . « 18 » آرى ، اگر زن را بواقع طلاق دهد ، يا زن پس از گذراندن عدّه با ديگرى تزويج كند و آن گاه اين شخص نيز او را طلاق دهد ، مرد نخستين حق دارد بدون
هامش
( 18 ) - الوسائل ، ج 5 ، ص 518 كه كافى آن را در فروع خود ، ج 2 ، ص 192 نقل كرده ، من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 173 ، تهذيب الاحكام ، ج 2 ، ص 254 .