امّا رسالت يك درجه فراتر از آن است زيرا رسول ( : پيامبر ) رسالت و پيامى را از پروردگار خود براى مردم مىآورد .
نبوّت و كتاب ، اين دو همان پيمان خدايند و جز صالحان راستين كه خداوند ايشان را مىآزمايد بدان نايل نمىشوند . گويندهاى كه عزيز و مسلّط است گفت : «
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 165 » - و پروردگار ابراهيم او را به كارى چند بيازمود و ابراهيم آن كارها را به تمامى به انجام رساند . خدا گفت : من تو را پيشواى مردم گردانيدم . گفت : فرزندانم را هم ؟ گفت : پيمان من ستمكاران را در برنگيرد . » آن گاه كه فرزندان نوح و ابراهيم ( عليهما السلام ) در طول زندگى نسلها عهدهدار رهبرى بشريّت شدند ، / 109 و مشعل هدايت و راه رستگارى را براى امّتها يكى پس از ديگرى حمل كردند فضل آنان بر مردم آشكار شد .
«
وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ
- و در ميان فرزندان آن دو نبوّت و كتاب نهاديم . » ولى تنها وجود نبوّت و كتاب در ميان فرزندان نوح و ابراهيم ( عليهما السلام ) به معنى رشد و نموّ حالت اصلى و نژادى در فرزندان و پيروان آنان نيست .
«
فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ
- پس بعضى از آنان هدايت يافته بودند ، » كه ايشان پيامبران و انبيا و اوصيا و كسانى هستند كه به ايشان ايمان آوردند و از اينان پيروى كردند ، «
وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ
- و بسيارى از ايشان نافرمانان بودند . » گمراهان و منحرفان ملتزم به كتاب نشدند و آثار انبيا را دنبال نكردند . پس مقياس و وسيله سنجش صلاح و فساد انتساب و وابستگى يا ادّعاى پيروى از صالحان نيست ، بلكه مقياس حقيقى و درست همان پيروى از ارزشهاى مكتبى ، و
هامش
( 165 ) - البقرة / 124 .