سرنوشت ساز بين ياران و پيامبران خدا ( حزب او ) و ياران و پيشروان باطل ( حزب شيطان ) مىشود كه خداوند آن دو را از يكديگر متمايز سازد و جدا كند / 107 و به هدف اصلى از زندگى دنيايى ما كه همان آزمون است ، تحقّق مىبخشد .
«
وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ
- تا خداوند بداند چه كسى به او و پيامبرانش يارى مىكند . » از مجاهدانى كه براى تحقق بخشيدن غايت و مراد رسالتها كه همان بر پا داشتن قسط و عدل است مىكوشند . آرى ، شمشير وسيلهء اين كار است ، امّا بازوهاى شمشير زن مجاهدان است كه شمشير را حمل مىكند و به وسيلهء آن با دشمنان مىجنگد ، پس كسى نپندارد كه يارى خداوند به دين خود همواره به صورت غيبى و پنهانى روى مىدهد . و مجاهدان اين غايت و مراد را والاترين منظور و مقصود مىشمارند زيرا بزرگترين هدفهاى آنان رسيدن به خرسندى خداى سبحان است كه جهاد نزديكترين راه آن به شمار مىآيد .
يارى دادن راستين و حقيقى به حق تنها به صرف پيوستن به صفوف مؤمنان ، و برداشتن شمشير و جنگيدن تحقيق نمىيابد ، هرگز . . . اين فقط مظهر و نمادى است مطلوب ، بلكه مهم ، در كنار و همراه با اين امور آن است كه انگيزههاى توحيدى از سر چشمهء ايمان به خدا جارى شده باشد ، از اين رو است كه پروردگار ما گفت :
«
بِالْغَيْبِ
- به ناديده ( و اعتقاد به غيب ) ، » امّا كسى كه به انگيزهها و هدفهاى مادى و مصلحتى ، يا براى آن كه ديگران به دو يارى دهند ، يا براى هر چيز ديگر به مؤمنان مىپيوندد و همراه آنان مىجنگد ، به غيب كه همان خرسندى خدا و بهشتهاى اوست پيوندى نمىيابد و اين آيه شامل حال او نمىشود . . . از چيزهايى كه انگيزهها و هدفهاى انسان را ناب و زدوده از اغراض مىكند ، علم اوست به اين كه وى به ذاتى ناتوان و خوار يارى نمىكند ، و براستى خداى تعالى از روى نياز و ناتوانى وى را به نصرت و يارى دادن فرا نخوانده تا وى بها و اجرى در مقابل آن يارى طلب كند و پس از پيروزى