بر پا داشتن و استقرار آن در ميان مردم فرو فرستاد . بىشك اعمال قدرت همواره وسيلهاى مناسب نيست ، از اين رو اسلام نيز شرعى بودن و قانون كاربرد قدرت را جز در حالات و شرايط ويژه مقرّر نداشته است .
«
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ
- و آهن را فرو فرستاديم ، » امام على ( ع ) گفت : « يعنى جنگ افزار و جز آن » « 155 » چيزهايى كه غرض و منظور / 104 كه همان بازداشتن ( دشمن ) و اجراى عدالت به وسيلهء آنها تحقق مىپذيرد .
اين بخش آيه معطوف است به « الكتاب و الميزان » ولى خداوند نخست هدف از « آهن » را ياد مىكند . چرا ؟ به نظر مىرسد براى آن كه آگاهى و بينشى مهمّ را بيان كند كه عوامل پيش گفته بر آن مهمتر است و آن دو عامل در شرايط عادى كافى است « تا مردم ( خود ) قسط و عدل را بر پا دارند » ، و نيازمند به كاربرد آهن نشوند . و اين از آن رو است كه نيروى اجرايى در اسلام قدرت اساسى خود را از ايمان مىگيرد نه از شمشير . اكنون مىپرسيم : در اين صورت چرا خداوند آهن را فرو فرستاد ؟ پاسخ اين كه : براى آن كه جابران و سركشان و مخالفان سرسخت كه دلهايشان سخت شده و از دلايل آشكار و كتاب هشيار نمىشود ، و با ميزان و قسط مبارزه مىكنند ، براى چنين كسان است كه خداوند قانون به كار بردن شمشير را نهاده است ، و بدان راغب شده . از پيامبر خدا ( ص ) روايت شده است كه گفت : « خير بتمامى در شمشير و زير سايهء شمشير است و مردم جز به شمشير استوار نشوند » ، « 156 » و امام على ( ع ) گفت : « براستى خداوند اين امّت را به دو دارو درمان كرد : تازيانه و شمشير ، و امام را در كاربرد اين دو نرمى و مدارا نباشد » ، « 157 » و امام صادق ( ع ) گفت : « همانا خداى عزّ و جلّ پيامبر خود را با دعوت اسلام به مدّت ده سال نزد مردم فرستاد ، ولى آنها از پذيرفتن آن خوددارى كردند تا آن كه بود فرمان جنگ داد ، پس خير در شمشير ، و زير شمشير است ، و كار به همان حال برمىگردد كه
هامش
( 155 ) - تفسير نور الثقلين ، ص 250 .
( 156 ) - بحار الانوار ، ج 100 ، ص 9 .
( 157 ) - شرح ابن حديد ، ج 1 ، ص 275 .