انصاف بيشتر مراعات شود و حق به شايستگانش داده شود .
/ 103 اين آيه تصريح مىكند كه بر پاداشتن عدالت به دست خود مردم است ، و نگفته است : تا رسولان قسط و عدل را ميان مردم برقرار كنند ، بلكه گويد : «
لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ
- تا مردم به عدالت رفتار كنند » ، و اگر مردم از مسئوليت خود در برابر عدالت شانه خالى كنند قسط و عدلى برقرار نخواهد شد ، زيرا رسالتها فرصت و امكان بر پاداشتن قسط و استقرار عدالت را براى مردم افزون مىكنند ، امّا پيامبران براى آن مبعوث نشدهاند كه عدالت را به اكراه و بنا خواست مردم بر آنان واجب سازند و تحميل كنند .
قيام مردم به قسط يعنى عدالت و بر پاداشتن حق در ديگر جوانب زندگى خود ، همراه خدا ، و همراه پيامبر ، و همراه رهبرى شرعى و همراه با ديگر مردم و بلكه همراه با زندگى . پس بدين سان چنان كه حق پرهيزگارى است ، به تقوا و پرهيزگارى خدا مىپردازند ، آن گاه امام و پيشواى عدل را برمىگزينند و به دو تسليم مىشوند و از او پيروى مىكنند . امام رضا ( ع ) گفت : «
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ
« 152 » - و سنجش را به عدالت بر پا داريد ، يعنى امام را به عدل بر پا داريد . » « 153 » آن گاه حق را در مورد خود و ديگران مراعات مىكنند و پيوسته ملازم آن مىشوند ، در مورد خود ميانهروى را بدون افراط و تفريط در پيش مىگيرند و در مورد ديگران كم نمىدهند و كمفروشى نمىكنند و ستم نمىرانند و تجاوز نمىكنند و عهد و پيمان نمىشكنند ، و همچنين عدالت را در روابط خود با آفريدگان پيرامون خويش مراعات مىكنند ، و از اين رو در زمين پس از اصلاح آن فساد و تباهى نمىكنند و كشتزارها و نسل را از ميان نمىبرند « 154 » و . . . و . . .
ولى پارهاى از مردم باقى مىمانند كه با حق مخالفت مىورزند . بدين سبب است كه خداوند آهن را به عنوان وسيلهاى استوار براى اجراى قسط و عدل و
هامش
( 152 ) - الرحمن / 9 .
( 153 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 189 .
( 154 ) - مأخوذ از تعبيرهاى قرآنى : الاعراف / 56 و 85 ، البقرة / 205 .