فرزندان و سرمايه شدم و سبب آن اين بود كه تو قدرت مرا بدانى ! .
كسانى كه علت جهان هستى را تكامل نوع انسانى بيان نموده و آن را تفصيل داده همه كلام او بيهود است و او در اين مقام به يك نوع ساده لوحى مبتلا شده و هيچ دانشمندى بدون لغزش نيست .
كى مىتواند انكار كند كه ممكن است موجودات كاملتر از انسانها با حقايق مختلفه در منظومههاى شمسى كهكشان ما و كهكشان ديگر كه حتى در ذهن خود اندك تصورى از آنها نداريم وجود داشته باشد و قطع نظر از اين حقايق موجوده محتمله « 1 » بلكه اعتقاد به اينكه ( 135 ) ميليارد كهكشانهاى كشف شده تا كنون ( يا كمتر يا بيشتر ) براى تكامل انسان آفريده شده باشد ! ! باز هم ساده لوحى بزرگى مىباشد .
من عنده كيست
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ
الأنبياء : 19 .
شكى نيست كه ملائكه در اطلاق كسانى كه در سموات و كسانى كه در زمين هستند شامل مىشوند لهذا بحث در مصداق ( و من عنده ) مىباشد كه آنها كيانند كه در نزد خدا هستند ؟
آيا دستهاى خاصى از ملائكههاى مقربين هستند كه در اثر عبادت خداوند از ديگران بالاتر رفتهاند ؟
و يا دستهاى خاص از انسانهاى كاملتراند ؛ مانند رسل خصوصاً اولى العزم ؟
و يا جمعى از حقايق متنوعه و مغاير با انسان كه در كهكشانهاى ديگر است و يا مجردات
هامش
( 1 ) كه به آيهاى از سوره شورى :وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌالشورى : 29 تقويت مىشود .