ذهن پيامبر امى ( ص ) نيست ، اين مطلب در قرن ( 21 ) مطابق فرضيه انفجار بزرگ و ساير نظريات است و بسيار مهم است كه توضيح آن نياز به تفصيل متخصصين علوم طبيعى دارد و نيز انسان و حيوان و نبات از آب آفريده شده و دوتاى اول ( انسان و حيوان ) اصل وجود آنان از آب ( نطفه ) است و نيز نصف بيشتر بدن انسان از آب است ؛ بلى جن از آتش است و اين كه اصل فرشتهها از چيست نمىدانيم و هردو از جسم لطيف هستند .
تنها سوالى كه در اين آيه بى پاسخ مىماند اين است كه كفار معاصر آن حضرت كه مورد توجه بودهاند كه با علم به رتق آسمان و زمين چرا ايمان نمىآورند ، در حالىكه كفار آن زمان چنين چيزى را نمىدانستند شايد مراد كفار قرن 19 و 20 و مابعد آنها باشد . والله العالم .
سقف محفوظ
وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ
الأنبياء : 32 آسمان را سقف حفاظت شده قرار داديم و كفار از نشانههاى آسمان رو گردانند و قال :
وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ
الحجر : 17 .
بعيد نيست كه مراد از سماء ( آسمان ) در اين آيه همان محدوده چند صد كيلو مترى باشدكه به اصطلاح امروز ( جو ) ناميده مىشود و بعضى از مفسرين شيعه هفت آسمان را در محدوده همين جو قرار داده كه اين نظر او اشتباه مىباشد .
اين سقف به ملاحظه خودش محفوظ است ؛ ولى به ملاحظه حال ما حافظ است و موجودات زمينى را از سنگهاى بى شمار فضا حفظ مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) و يك نوع حافظيت ديگر هم دارد كه در آيه هفت صافات آمده استوَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍالصافات : 7 شيطان هاى متمرد را از نفوذ به آسمان و خبر آوردن از آنجا به وسيله شهابها جلوگيرى مىكنيم ، گفته مىشود روزانه