و اين كه آيا چنين زنى وجود داشته يانه ؟ جوابى براى اين سوال نداريم « 1 » .
2 . قول اهل ذكر براى جاهلين حجت است ، ظاهرا مراد از اهل ذكر اهل اطلاعات و اهل معلومات باشند چه مرد و چه زن باشد ، بلى اگر يك فرد باشد بايد ثقه باشد يعنى قول او موجب اطمينان گردد و اگر زياد باشند كثرت شان موجب وثوق به صحت جواب مىشود .
در خصوص آيه كه بحث از رجوليت مرسلين است مراد اهل كتاب است چون قريش مكه و ساير عربهاى مشرك معلوماتى در مورد انبياء نداشتند « 2 » .
يك مطلب دقيق در آيه وجود دارد كه مسئولعنه يعنى مطلبى كه در مورد آن سوال مىشود سه احتمال وجود دارد :
1 - 2 . تنها رجليت مرسلين باشد .
2 - 2 . تنها ايحاء يعنى نزول وحى به سوى آنان باشد .
3 - 2 . هردو مراد باشد ، به نظر اين جانب احتمال سوم قوى مىباشد .
بنا به احتمال اول ، آيه دلالت بر حجيت خبر ثقه مىكند ، بنا بر احتمال دوم و سوم آيه دلالت بر جواز تقليد از مجتهد مىكند ، چون نزول وحى حسى نيست حدسى است و مباحث اين بحث زياد است كه مناسب اين كتاب نيست .
در اخير بايد اشاره به رواياتى شود كه مىگويد اهل ذكر اهل كتاب نيست وگر نه آنان شما را به دين خود دعوت مىكنند ؛ بلكه اهل ذكر مائيم ( ائمه اهلبيت عليهم السلام ) .
ممكن است مراد اين كه آنان تنها در مورد آيه اهل ذكر هستند نه در همه جا و نه شما را بدين خود دعوت مىكنند اهل الذكر ، براى شما ( مسلمانان ) ما مىباشيم . اگر روايتى از اين
هامش
( 1 ) بعضى از نواصب به نبوت مادر موسى و غيره قائل شدهاند . و گفتهاند براى فاطمه فضل خاصى ثابت نشده .
( 2 ) مىشود بگوئيم قريش مكه هم از ابراهيم و اسماعيل و حتى از بعضى انبياء ديگر ، اطلاعى داشته و پارهاى از آنان هم اهل ذكر و اطلاع بودهاند ؛ ولى اهل كتاب بيشتر مىدانستند .