تفسير مثل آن از نظر دلالت امتناع كند بايد آن را به گويندهاش ارجاع داد چون در مكه امامان اهلبيت وجود نداشت و مشركين مكه فرمايش حضرت پيامبر را قبول نداشتند .
3 . از ذيل آيه هشتم به دست مىآيد كه انبياء عمر جاويدان ندارند و بر اين اساس اگر به دليل معتبر عمر عيسى را قبول كنيم استثنايى است در آيه ( دقت شود ) و اما در مورد خضر و ادريس به عموم اين آيه بقاى عمر آنان را قبول نمىكنيم .
قرآن گواه صادق حقانيت خود است
مىگويند بعضى از مؤمنين از شيخ محمد حسين كاشف الغطاء نجفى ( كه در اوايل بلوغ در قندهار من از ايشان در فروعات دينى تقليد مىكردم ) پرسيده بودند كه دعاى صباح مروى از اميرالمومنين ( ع ) معتبر است يانه ؟ شيخ جملهاى از همان دعا را انتخاب و جواب داده بود : يا من دل على ذاته بذاته . يعنى متن عالى حديث بر صدور خود از زبان على ( ع ) دلالت مىكند و سند نمىخواهد ( دعا مرسل نقل شده ) .
به راستى قرآن مقدس چنين است كه در اثبات كلام خدايى بودن خود ، نيازى به دليل خارجى ندارد بلكه خودش بر آن دلالت مىكند . بك عرفتك و يا من دل على ذاته بذاته .
نگارنده در جوانى كتابى در قندهار به نام قرآن يا سند اسلام نوشت كه ( 22 ) دليل بر وحيانى بودن او از خود قرآن در آن ذكر كرد و چهار دليل ديگر از خارج قرآن ، در سال 1353 ش ، آن را در مشهد مقدس به طبع رسانيد و سپس در سال 1394 ش ، مجدداً آن را در كابل به چاب رسانيد .
هركس بخواهد معنى آيه 10 سوره انبياء را
( لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
الأنبياء : 10 محققا ما به سوى شما كتابى را فرستاديم كه در آن تذكر و بيدارى شما وجود دارد ) بفهمد به كتاب فوق نگارنده مراجعه كند ارتباط بيان فوق به آيه در صورتى است كه مراد از ذكر مردم تذكر به آسمانى بودن كتاب باشد و اما اگر بيدارى و تذكر به مطالب قرآن