ديگرى را - هركى باشد - برنمىدارد . و هر كسى درگرو عمل و نتيجهى عمل خود است ؛ ولى اين قاعده عادلانه در مورد تسبيب استثنا شده است كه ما تفصيل آن را در مادهى اضلال حدودالشريعة فى محرماته ، ذكر كردهايم . « 1 »
قرآن بارگناه گمراه شدگان بىعلم را به گردن گمراه كنندگان آنان قرار داده است و حديث معتبرى دارد كه توبهى مضل از اضلال ، قبول نمىشود تا گمراه شده را نفهماند ، نعوذ بالله منه ، اهل علم دينى بايد خيلى مواظب فتاوى و نوشتههاى خود باشند ، بِكَ اسْتَجِيْرُ يا رَبِّ وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ ! .
ملاك برترى افراد بر همديگر
« قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ »
( الزمر : 9 ) ؛ بگو آيا برابر هستند آنانى كه مىدانند و آنانى كه نمىدانند تنها عاقلان به آن توجه دارند ؛ البته داناتر بر دانا نيز مقدم است ؛ چون در مقدار بيشتر ، دانا نادان مىگردد و داناتر ، دانا گفته مىشود و داخل آيه مىشوند .
از نظر عقلى ، عالم - هر چند كافر - بر جاهل تقدم دارد ؛ بلى علم يكى ازعناصر افضليت است عنصر دوم تقوى است ، پرهيز ازمعصيت و انجام وظايف دينى كه معلول ترس از عذاب خدا و يا حياء از پروردگار و يا محبت به او ، يامتأثر شدن از عظمت او باشد در قرآن مىفرمايد :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ »
( الحجرات : 13 ) ؛ گرامى ترين شما پيش خداوند ، با تقوى ترين شما است .
همين دو صفت در ترقى مقامات معنوى و علو درجات در دنيا و آخرت نزد خداوند تأثير دارد ، اللّهُّمَ بِعَظَمَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ ارْزُقْنا مِنْ هاتيْنِ الْخِصْلَتَيْنِ ما يقِّرِبِنى الَيْكَ وَ يبَعِّدُنا عَنْ غَضَبِكَ بِحَقِّكَ وَ بِحَقِّ الْمُقًّرَبِيْنِ عِنْدَكَ .
هامش
( 1 ) حدودالشريعه ، مجلد اول ص 443 مادهى اضلال .