و در مراتب رسيدن به كارهاى دنيوى يك شرط ديگر نيز معتبر است كه قوت بركار را داشتهباشد :
« . . . إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ »
( القصص : 26 ) ؛ براى انجام عمل ، بهترين اجير ؛ قوتمندِ امين است ( امانت در تقوى داخل است ) و قوت فيزيكى و فكرى شرط مهم در انجام كارها است .
بهشت و دوزخ چند طبقه است
« لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ . . . »
( الزمر : 20 ) ؛ براى متقيان بالاخانههايى است كه بالاى آنها بالاخانههاى ( ديگرى ) است از اين آيه سه طبقه بودن ساختمانهاى بهشت به دست مىآيد ؛ منتهى طبقهى زمينى بيان نشده ولى كلمهى « غرف » اول برآن دلالت دارد .
اين سه طبقهاى بهشت در فرضى است كه دو كلمهى « غرف » ( غرفهها ) جمع شان عرضى باشد و اگر طولى فرض شود ، حد اقل بهشت يا بهشتها ، شش طبقهاى مىشود . خداوند دانا است .
در آيهى 16 متقدم در مورد دوزخىها مىفرمايد :
« لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ . . . »
( الزمر : 16 ) ؛ ظلل جمع ظله ، به معناى ساتر است كه بالاى سر و زير پاى آنان است ؛ يعنى از بالا و پايين آنان آتش است ( نعوذ بالله منها ) ؛ ولى معالوصف بعيد است كه دوزخ نيز داراى طبقاتى باشد :
« لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ »
( الحجر : 44 ) ؛ آيا دوزخ كه - ظاهراً كرهى جداگانه است - هفت قسمت جداگانه دارد تا هفت كره گردد ؟ يا همه قسمتها متصل است و يك كره است ؟ والله العالم .
سخنى در بارهى طاغوت و طاغوتيان
« وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ »
( الزمر : 17 ) ؛ كسانى كه از عبادت طاغوت دورى نموده و به سوى خدا بر گشتهاند براى آنان بشارت و خبر خوشى است ؛ ممكن است عبادت در اينجا به معناى مطلق اطاعت و دستور پذيرى باشد