نگاه مىدارد ، شيطان اگر شّر مطلق مىبود ، يا از اول آفريده نمىشد و يا از شّر او جلو گيرى مىشد . آنچه را من در اينجا ذكر كردم گمان من است و واقع امر به خدا معلوم است ، من به حسب حكمت خداوند و عدل او يقين دارم [ كه ] مصلحت ايجاد و ابقاى ابليس بيشتر از مفسدهى وسوسه اوست ، و اين اعتقاد راسخ عدليه و براهين عقليه آنان است كه هيچ استثنا پذير نيست ، هر چند تفصيل آن را كسى نداند ، كه نمىداند .
جواب ديگرى كه در مورد مهلت دادن ابليس در نظرم جلوهاى دارد ، كثرت عبادت شيطان در آسمان با ملائكه است .
به گفتهى نهج البلاغه : « وكان قد عَبَدَالله ستة آلاف سنة » « 1 » او ششهزار سال خدا را عبادت كرده بود ، لطف پروردگار و رحمت او مقتضى نبود ، آن بندگى ممتد او را ناديده بگيرد .
در كتاب علل ، صدوق از پدرش از سعد بن عبدالله از احمدبن محمد بن عيسى از على بن حسان از على بن عطيه از امام صادق ( ع ) نقل مىكند : « ان ابليس عَبَدَالله فى السماء ، سبعة الآف سنة فى ركعتين فاعطاه الله ما اعطاه ثوابا له بعبادته ، « 2 » ابليس خداوند را در آسمان در هفت هزار سال در دو ركعت ( نماز ) عبادت كرد ، بدين سبب او را تا روز معلوم مهلت داد . سند روايت خالى از خلل نيست و در تعيين عدد هفت هزار نيز نُسَخْ ، اختلاف دارد .
هر چند اين روايات متعارضه حجت نيست ؛ ولى از مجموع آنها احتمال كثرت و زادى عبادت ابليس تأييد مىشود . والله العالم .
بنابراين حق او را به او داد ، و ضرر او براى آدمى جزء وسوسه چيز ديگرى نيست و ارادهى آدمى به قوت خود باقى مىباشد .
جواب سؤال سوم : ظاهراً مراد از « يوم معلوم » ، روز نفخ اول در صور است كه همهى
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبه 192 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 63 / 240 علل الشرايع ، ج 2 / 212 .