زندگان و در اخير حتى جبرئيل و خود عزرائيل كه قابض ارواح است مىميرند .
و به عبارت ديگر تقريباً مراد ابليس كاملًا بر آورده شد و او از نادانى خود به اينكه همهى زندگان به مجرد نفخ اول در صور ، مىميرند و كسى در بين دو نفخه زنده نمىماند ، تا او اغواگرى كند .
جواب چهارم : ( مخلَصين - به فتح لام - بالاتر از مخلِصين - به كسر لام ) است ، مىشود اول را به جا رسيدگان معنى كنيم و دومى را به روندگان موفق تفسير نماييم و احتمال مىرود اولى از جملهى مقربين و دومى از اصحاب يمين باشند . والله العالم . بعضى از اهل نظر چندين فرق بين اين دو كلمه گذاشتهاند .
ذكر يك نكته
خداوند به ابليس فرمود : چرا بر آدم سجده نكردى ، علت آن استكبار تو بود يا علو مقام تو ؟ ظاهراً شيطان شق دوم را اختيار كرد ؛ من از او بهترم به دليل اينكه من را از آتش آفريدى و او را از خاك ؛ ولى شيطان به استكبار مبتلا شده بود كه قرآن در آيهى قبل فرموده است :
« . . . اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ »
( ص : 74 ) ؛ در اين مورد احتمال ديگرى به ذهن محدود من مىرسد كه شيطان ادعا مىكند ، من بهتر از او هستم و عالى ، آدم پايينتر از من است ؛ او ازخاك است ، و من از آتش ؛ ولى شيطان خبيث سه اشتباه بزرگى كرد :
اولًا : خاك به مراتب از آتش داراى فوايد حياتى مىباشد زندگانى همهى انسانها و حيوانات از بركت زمين ادامه دارد و همهى غذاها و ميوهها و سبزىها از خاك است .
ثانياً : حقيقت إنسان به روح مجرد اوست ، نه به بدن خاكى او و ممكن است از اينجا استنباط كنيم كه روح إنسان بهتر و بالاتر از روح « جن » است .
ثالثاً : او بر خداوند و خالق خود استكبار كرد فرضاً كه او برتر از آدم بود نافرمانى خداوند يك نوع استكبار بر خداوند است كه حكم به سجده آدم كرده بود ، به هر صورت استكبار