تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
آن چيز ، « حيات » است كه روح از آن ، به بدن مىدمد ؛ مانند اينكه روشنايى اطاق ما ، از خورشيد پيدا شده و به فضاى خانه ما ، دميده شده خورشيد در اطاق نمىدمد و ممكن هم نيست كه بدمد ؛ بلكه نورى از او در كره‌ى زمين يا اطاق ما مى دمد . ( دقت شود ) . « 1 » معناى كلمه‌ى « من روحى » از روح خود ، اين است كه خدا در بدن آدمى روح خود را دميده ( نعوذ بالله ) خدا ؛ مانند ما ، بدن و نفس ناطقه ندارد ؛ بلكه اضافه‌ى روح آدمى « 2 » به خدا اضافه تشريفى است « 3 » مانند بيت‌الله ، عبدالله ، ناقةالله و امثال آن و بالاترين شرافت تكوينى إنسان اين است كه خدا روح او را به خود اضافه و نسبت داده است و به خاطر همين شرافت ، همه‌ى ملائكه بدون استثنا ، مامور شدند كه خود را بيندازيد و براى آدم سجده كنيد : همه‌ى آنان امر خداوند را فوراً اجراء كردند .

چند مطلب در مورد شيطان

1 - چرا شيطان مطالبه‌ى عمر دراز را تا قيامت نمود ؟ 2 - چرا خداوند اين پيشنهاد را قبول فرمود ؟ 3 - « يوم معلوم » كه از طرف خداوند نهايت مهلت زندگى ابليس است ، كدام روز ، است ؟ 4 - بندگان مخلَصين ( به فتح لام ) كيا هستند ؟ جواب سؤال اول : اين است كه : اولًا : هر موجود زنده و با شعور حيات و بقاى خود را دوست دارد و تا حدود زيادى اين
هامش
( 1 ) علاقه‌ى روح به بدن علاقه‌ى تدبيرى است ؛ مانند علاقه‌ى زمامدار با مردم كشور كه نيز علاقه‌ى تدبيرى است ؛ بلى اين تعبير ناقص است تدبير روح در بدن ، به مراتب عميق‌تر و قوىتر است از تدبير زمامدار در مورد ملت . ( 2 ) . هر فرد إنسان ، يك روح دارد ، حقيقت إنسان ، روح اوست ، نه بدن او . ( 3 ) . نه اضافه‌ى جزء به كل ؛ مانند دست من ، چشم من ، سر من ، اضافه‌ى تشريفى كه موجب شرافت يافتن از مضاف اليه مىشود ؛ مانند بيت الله ، ناقة الله و عبدالله .