علاقه ، طبيعى و فطرى مىباشد .
ثانياً : مطابق خبث باطن خود فرزندان آدم و حتى خود او را كه ترك سجده بر او سبب سقوط ابليس شد ، گمراه سازد .
و اين جواب در آيهى 82 از سورهى بقره با كمال جرئت و بىادبى از او نقل شده است ؛ اين اغوا يك نوع تشفى براى اوست كه اگر خودش به دوزخ مىرود ، بايد دشمن و يا دشمنان او نيز به عذاب گرفتار شوند .
جواب سؤال دوم : از غامضترين مباحث عقلى مىباشد ؛ خداوند إنسان را آفريد ايمان به خود را ، در فطرت آن قرارداد ، به علاوهى آن ، عقل و ادراك هم به او بخشيد و در اخير انبياى پاك ، صابر ، حليم ، و خير خواه خود را با اديان مكمل ارواح آنان و تنظيم صفات اخلاقى و برنامهى عبادات كه نزديك كنندهى آنان به حضرت حق است و تشريع معاملات براى زندگانى فردى و اجتماعى و تحريم افعال كه به روح و يا بدن آدمى و به روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى ضرر مىرسانيد و در مجموع سعادت همهى افراد إنسان را تأمين مىكند ، و مهمترين رحمت حق كه قابل وصف تفصيلى ما نيست اسكان بنىآدم در كرهى زمين است كه احتمالا در تمام كهكشانها چنين كرهى با بركت و خيرات و پيچيده و حيرتزا جزء شش كرهى ديگر و جود ندارد . « 1 »
هر كس در علوم تجربى خصوصاً در جيالوژى و فيزيك و شيمى ( كيميا ) مطالعاتى داشتهباشد و نعمتهاى زمين و درياها را بفهمد به عظمت خدا و علم و قدرت و حكمت او ، متوجه مىشود كه كرهى خاكى و آبى زمين ما ، با حركتهاى متعدد خود يكى از بالاترين نعمتهاى خدا پس از ايجاد إنسان و ايمان او به خدا مىباشد كه همهى ما يحتاج زندگانى و
هامش
( 1 ) -« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ . . . »الطلاق : 12 ) ؛ تنها آيهى كه زمين را مانند هفت آسمان ، هفت « كره » بيان مىكند .