زندگى ما را در آن قرار داده است .
علاوه برآن ، بهشتهايى را براى نوع جن و إنس ، در سراى آخرت كه زندگى جاودانى دارد براى ما قرار داده است .
در مقابل ، ما را مكلف به دين آسمانى كردهاست كه :
اولًا : ايمان به خالق و صفات او و عدل او و جهان بينى در سطح خيلى بالا است .
ثانياً : ايمان به معاد و بهشت و دوزخ است كه عامل بزرگى در جلو گيرى از فساد و تباهى و مانع مهم از سقوط در حيوانيت است
ثالثاً : نبوت و شرايع آسمانى آن دين مايه خير و بركت است .
در پايان در مقابل همهى نعمتها از ما چيزى نخواسته و مستحيل است كه غنى بالذات به مخلوق خود نيازى پيدا كند ، ما را براى سعادت ابدى ما ، در آن سراى باقى و خوشبختى زندگانى حاضر ، مكلف كرده تا از هوسهاى حيوانى پيروى نكنيم و در عالم تكوين نه ما را در پيروى از دين مجبور فرموده و نه از ترك آن عاجز ؛ بلكه ما را مخير قرارداده است تا با اختيار خود سرنوشت خود را جهتدهى كنيم .
بنابراين ، آيندهى هر كسى در گرو اراده و انتخاب خود اوست .
نقش شيطان در اين ميان ، تنها وسوسه و تشويق بندگان به عصيان از شريعت و دستورات آن است و بيشتر از اين تأثيرى ندارد ، و اين وسوسه به اختيار و ارادهى مكلفين ، هيچ خللى وارد نمىآورد .
استثناى مخلصين ( خالص شدگان ) در كلام شيطان در جهت استثناى آن درست است آنها از وسوسهى شيطان به دور هستند ؛ ولى در طرف اغواى غالبيت و اكثر بندگان همان وسوسه در انجام گناهان و ترك ايمان و اطاعت از رحمن است و بس .
شيطان احتمالًا ، در نظام ترقى دنيا تأثيراتى دارد و بازار فعاليت اقتصادى را تا حدودى گرم
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٨٦