و به تعبير صحيح ، نظير آن ثابت نشده است اين سجده - ظاهراً - از عظمت روح إنسان « 1 » حكايت دارد و مىشود اين سجده را سبب برترى إنسان و استعداد سر شار او بر نوع فرشتگان تلّقى كنيم ؛ بلى همين موجود برتر وگُلْ سر سَبَدْ ، اگر به كثافت كفر و شرك مبتلا شود ، از نظر تشريعى از « سگ » و چهار پايان گمراه تر مىگردد و شرالبرّيه ، مىگردد ؛ هر كسى بامش بيشتر ، برفش بيشتر ، و لذا اگر ايمان و عمل صالح داشت خيرالبرّيه مىشود .
اين برترى تكوينى إنسان در آيه مباركهى
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
( الإسراء : 70 ) و
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »
( التين : 4 ) » مورد تأكيد قرار گرفته است .
و چنانچه گذشت ، موجودى حسب استنباط من از قرآن مجيد برتر و اكمل از إنسان در جهان آفريده نشده ، و از آيهى
« وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا »
( الإسراء : 70 ) ، به دست مىآيد كه بعضى از موجودات همقدم و هممثل إنسان در فضل هستند ؛ ولى نگارنده ، نمىداند كه آن موجود چه نام و نشانى دارد !
نفخ از روح ، نه نفخ روح
« فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ »
( ص : 72 ) ؛ از روح خود در پيكر آدم دميدم ؛ روح مجرد آدمى كه به اصطلاح فلاسفه ، نفس ناطقه ناميدهمىشود ، داخل بدن مادى او نيست و اساساً امكان نفخ در بدن مادى را ندارد كلمهى « من » نشويه است ؛ مثل اينكه بگوييم اين سردى از برف و باران است ، سردى اثر برف است نه عين او ، از روح در بدن دميده شده ؛ يعنى روح منبع چيز دميده شده است ، نه اينكه خود روح در بدن آدم دميده شده باشد ، حرف « من » براى تبعيض نيست ؛ بلكه براى پيدا شدن چيزى از چيزى است ؛ پس روح مجرد در بدن نيست ؛ بلكه منبع براى چيز ديگرى است كه او در بدن دميده شده و به نظر من
هامش
( 1 ) 1 - اسرار فيزيكى و شيميايى بدن و فوايد اعضاى بدن منحصر به بدن إنسان نيست ، تمام جهان مادى پر از اسرارا و فوايد و حكمت ها مى باشد ، دقت شود .