تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
نيز ممكن است هر چند وجه آنها را ما ندانيم و احتمال مىرود غل وزنجير از ماده‌ى لطيف درست شده باشد .

سخنى در نذر ايوب ( ع )

ايوب ( ع ) را خداوند به بلاهاى متعددى گرفتار كرد و او صابر بود تا جايى كه اين مدال معنوى را به او داد كه قرآن آن را تا روز قيامت مخلد ساخت :
« إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
( ص : 44 ) ؛ ما ايوب را صابر يابيديم بنده‌ى نيكو بود او بسيار بازگشت كننده به سوى خدا بود . ( خداوند ما را هم شكيبا و أوأب بگرداند ) . بعيد نيست كه اسم شريف اين پيامبر « ايوب » هم از ريشه‌ى « أوب » باشد ، كه اسم با مسمايى است . به هر حال وقتى رحمت خدا دوباره شامل حال اين كامياب در امتحان سخت ، شد ، اهل و مال او را به او بر گردانيد و مثل عدد اهل او ، هم به او ارزانى كرد ، پس در مورد وفاى به سوگند و يا به نذر او كه زوجه‌اش را صد شلاق بزند راه‌حلى به او از طرف خداوند ارايه شد :
« وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ »
( ص : 44 ) ؛ شاخه و بسته‌اى از ساقه‌هاى گندم ( و مانند آن ) را بگير و ( به بدن ) او ( زوجه‌ات ) بزن و با سوگند يا نذر خود مخالفت نكن . سؤال اين است كه : اگر اين زدن حد شرعى و يا تعزير مشروع و يا از احكام ولايى شريعت مورد عمل او بوده در صحت نذر او ايرادى نيست و راه‌حل مذكور تعبدى است و اينكه ما امروز مىتوانيم در فقه خود اين مساله‌ى فرعى آن شريعت را مورد استفاده قرار دهيم ، بستگى به جريان استصحاب احكام شرايع ديگر براى مسلمانان دارد كه شيخ بزرگوارِ اعصار اخيره ؛ علامه انصارى ( ره ) در رسايل ؛ عنوان كرده و شاگرد ايشان ؛ محقق هروى ( ره ) در كفاية الاصول ، آن را پسنديده است . و به نظر فقير كم بضاعت ، اين استصحاب جارى نمىشود . به هر حال در شريعت اسلامى ( از نظر فقه جعفرى ) شوهر و غير شوهر در موردى كه فعل