( از آنها ) ياد آورى نمايند .
بعيد نيست كه از اين آيه ، به دست آيد كه تدبر در قرآن و يا تدبر در ترجمهى آن ( براى غير عربها ) و تذكر آنان به آيات بهتر از قرائت آن باشد ؛ لذا مهم است كه زن و مرد مسلمان مقدارى بخوانند و در مطالعه ترجمهى آن به زبانى كه مى فهمند تدبر نمايند و مطالب مهم آن را براى عمل به آنها در دفترچهاى ياد داشت نمايند و از آنها پند بگيرند ، خداوند به همهى زنان و مردان مسلمان اين توفيق را مرحمت فرمايد .
انداختن جسد بر كرسى سليمان
« وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ »
( ص : 34 ) ؛ ما سليمان را آزمايش كرديم و جسدى ( تن بىجان ) را بر كرسى ( تخت او ) انداختيم ، اين آيه ، عمداً موضوع را به اشاره بيان كرده است ؛ ولى مفسرين هر كدام چيزى گفتهاند كه همهى آنها ضعيف است .
قانون تفسير اين است كه الفاظ و جملات آيات بايد در معنايى ظهور لفظى داشته باشد تا براى مفسران ، تفسير جايز گردد ، اين ظهور چه از خود آيه و چه از آيات ديگر و چه از احاديث معتبرالسند يا معتبرالصدور ، پيدا شود ، حجت است .
و اما تأويل قرآن جايز نيست مگر به دليل معتبر . خداوند ما را در همهى حالات خصوصاً در موقع تفسير قرآن از اشتباه حفظ فرمايد . و بر اين اساس نگارنده در تفسير آيه چيزى براى گفتن ندارد .
آرزوى سليمان جايز بود
« . . . وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
( ص : 35 ) ؛ خدا يا به من