حكمت مطلقه ، قبيح است .
هر كس علت اولى خلقت إنسان را عمل به دين بداند ، اين ايراد متوجه او مىشود و ظاهراً جواب ندارد ، « 1 » ولى ما ، در اين كتاب - اخرين اثر مؤلف - به توفيق خداوند متوجه شديم كه عبادت و تدين غرض ثانوى خلقت بشر است ، نه خلقت اولى ، بنا براين لغويت و قبيحى لازم نمىآيد ، و اين موضوع جديد را در چند مورد اين كتاب توضيح داديم .
و الحمد لله على توفيقه و هدايته .
فايده :
معناى « فواق » در آيهى بعدى ( مالها من فواق ) به معناى فاصله بين دو دوشيدن شير است كه در آن ، شير ، دوباره در پستان برگردد و ذخيره شود و به معناى بازگشت نيز مىآيد . لهذا حالت بعد از زوال مرض را افاقه مىگويند :
« وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ »
( ص : 15 ) ؛ آنها انتظار نمىكشند مگر يك صدايى را كه براى آن بر گشتى نيست ، اگر آيه در باره احزاب و امتهاى سابقه باشد و يا در مورد كفار معاصر پيامبر اكرم ( ص ) و مراد از صيحه ، نفخ اول در صور مىباشد نه صيحه مهلكه در اين دنيا ، اشكالى بر مدلول آيه وارد نيست و چنانچه مراد ، كفار معاصر آن حضرت باشد و مراد از صيحه ، صيحهى مهلكه در دنيا باشد ، بعضىها ايراد گرفتند : اين تفسير با آيهى
« وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ »
( الأنفال : 33 ) در تعارض واقع مىشود و بعضى جوابهايى دادهاند كه ضعيف است ؛ ولى بين اين دو آيه هيچ تعارضى نيست ؛ چون سورهى انفال مدنى مىباشد ، درحالى كه سورهى « ص » مكى است پس هيچ تعارضى ندارند .
تسبيح كوهها و پرندگان
« قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ ، فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ »
( الصافات : 19 ، 18 ) ؛
هامش
( 1 ) رجوع شود به صراط الحق ج 2 / 182 و ما بعد ، چاپ سوم ، انتشارات ذوى القربى ، قم ، سال 1428 ه - ق