الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
( المائدة : 67 ) ؛ آنچه بر تو نازل شده ( به امت خود برسان ) و گرنه رسالت خود را انجام ندادهاى و خداوند ( جان تورا ) از ( شر ) مردم حفظ مىفرمايد . پيامبر هر چند بسيار زحمت ديد ؛ ولى حيات او بيمه خدايى بوده و با اعضاى سالم ، وقت ارتحال به سوى پروردگار رفت و پيكر شريفش در مرقد مقدس او و روح مطهر او در برزخ انتقال يافت . ( صلى الله عليه و إله . )
استحقاق عقاب مستلزم لغويت خلقت نيست
« إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ »
( ص : 14 ) ؛ هيچ كدام ( از احزاب و دستهجات ششگانه - قوم نوح ، عاد ، هود و فرعون و اشراف دربار او و ذو الاوتاد « 1 » و قوم لوط و اصحاب الأيكه ( درخت ) يعنى قوم شعيب - نبودند ، مگر اينكه رسولان خود را دروغگو دانستند ، پس عقاب آنان حق و ثابت گرديد هم در دنيا به عذاب هلاك گرديدن . و هم در قيامت عقاب خواهندشد .
استحقاق عذاب دنيوى و عقاب اخروى آنان به خاطر تكذيب رسولان خدا و عدم ايمان به خدا و رسولان بود . و تمام اينها مقصر يا متعمد بودند ؛ زيرا با حضور رسولان ، حجت بر مردم تمام مىشود و جهل قصورى معنى ندارد مگر اينكه در عقل كسى خللى باشد كه عذاب دنيوى مطابق سنّت الهى ، او را مىگيرد :
« وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ »
( الأنفال : 25 ) ؛ ولى از عقاب اخروى به خاطر عدالت خداوند معاف است
؛ « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ »
( الأنفال : 42 ) ؛ ممكن است در مورد قاصرين خوردهگيرى شود كه خلقت آنان لغو و بيهوده است و لغو براى عاقل ، تا چه رسد به صاحب
هامش
( 1 ) - كلمهى ذو الاوتاد ( صاحب ميخها ) به معناى اين است كه : مخالفين خود را ميخ كوب مىكرد و يا كنايه از نفوذ و قدرت او مىباشد .