مطلب اخير در هلاكت امتها است كه در قرآن از آنها ( احتمالا براى عبرت گرفتن ذكر شده ) كه سبب اين هلاكت آنان چه بوده ، ممكن است سبب براى هلاكت هر امت ، يكى يا دو امر يا همهى امور زير باشند :
1 - 2 - انهدام طبيعى و بردن بار مسؤليت بىدينى - در فرض تقصير و تعمد - به قيامت ؛
2 - 2 - فساد اخلاقى ، بىبند و بارى و ظلم و ستم ؛
3 - 2 - مخالفت با انبياى خداوند كه خير خواهان مردم خود بودهاند ؛ حتى تا مرز قتل و شهادت آنان ؛
4 - 2 - عوامل فيزيكى مخرب ؛ مانند قحطى ، بىآبى ، سيلابها و زلزلهها آيا مىشود فسق و فجور و ترك وظايف دينى هر چند منجر به قتل انبياء و مؤمنين نشدهباشند ؛ علت اين حوادث طبيعى بگردد ؟ . خداوند عالم الغيب و الشهادة مىداند .
تنها يك موضوع مىماند كه اگر فسق و معاصى سبب هلاكت اقوام مىبود در عصر ما ، كه عصر اوج فسق و فجور و شهوات حيوانى و دورى از اخلاق آدميت است ، بايد بسيارى از امتها هلاك مىشدند كه نشدهاند .
به آيات ذيل ، توجه شود :
الف )
« فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ »
( الأنعام : 6 ) ؛ اين گونه آيات در قرآن كريم زياد است كه ظاهر آنها دلالت [ دارد ] كه به خاطر ظلم و اجرام و گناهان ، هلاك شدهاند . و هيچ شكى در آن نيست ؛ ولى آيا اين به اجل حتمى و طبيعى يا به اجل معلق كه مجرد معصيت در فروع باشد ، بايد در موضوع در آيات كثيره كه متضمن اهلاك است دقت شود ؛ احتمال دوم ( اجل معلق ) ظاهر تر است .
ب )
« وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ »
( الشعراء : 208 ) ؛ ما هيچ مردمى را هلاك نكردهايم مگر براى آنها انذار كنندگانى بودهاند ؛