اينكه علّت خاصى پيدا شده باشد .
مثلًا ابراهيم به خاطر آوردن هاجر به مكه آمد ، لوط را ابراهيم فرستاد و هكذا تا امروز گمان داريم در افغانستان و پاكستان و هند و مغرب زمين پيامبرى مبعوث نشده و لذا بايد در مورد دو آيه اى كه اثبات نذير و رسول مىكند معناى معقولى بيابيم مثلًا در آيه معنون اين فصل نفرموده است اين نذير « نيز اين رسول هميشه در هر أمّت بوده ؛ يعنى عموم زمانى ندارد ؛ بلكه آيه 44 متقدم سوره سبأ و يس صراحهء دلالت دارد كه قبل از او نذير و رسولى در مكه يا بر قريش و يا بر قسمتى از عربها نيامده است .
بلى آمدن رسولى براى امت يك حرف است و ادامه ارسال آنها در طول زمان حرف ديگر دقّت كنيد .
فضل تلاوت قرآن
« إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ
فاطر : 29 ؛ كسانى كه كتاب خدا را تلاوت مىكنند و نماز را به پا مى دارند و از انچه به آنان روزى داده ايم در پنهان و آشكار انفاق مىكنند اميد تجارت بى كساد را مىبرند .
تلاوت قرآن در رديف نماز و انفاق قرار گرفته بلكه مستحب مؤكد است . و اين سه فضيلت به علاوه مزد معين آن از فضل خداوند زياد مىگردد كه آيه بعدى آن را بيان مىدارد .
تقسيم سه گانه براى بندگان مصطفى
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ »
فاطر : 32 ؛ پس ( از نزول قرآن اين ) كتاب را به بندگان برگزيده خود به ميراث داديم ، بعضى از اينان بر خود ستم كردند و عده اى ميانه رو بودند و دستهاى از آنان به اذن خدا در نيكى ها سبقت و پيشى به خيرات و خوبيها گرفته اند