تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
سؤال مهمى كه در اين مورد قهراً خود را مطرح مىكند اين است كه تعارض بين آيهء سابقه
« وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ »
و علم روحى جديد چگونه حل مىشود ؟ من در اينجا آنچه در ذهنم فعلًا مىرسد اين است كه آيه مىفرمايد : پيامبر اكرم ( ص ) نمىتواند حرف خود را به سمع كسانى كه در قبر ها قرار دارند برساند و همه مىدانيم آنچه كه در قبر است ، جثه و بدن پوسيده است كه هيچ كس نمىتواند به آن حرفى را بشنواند و اين موضوع ارتباط با ارواح را نفى نمىكند ، ولى از آنجا كه همه موجودات مادّى داراى تسبيح خداوند هستند و شعور خاص به خود دارند . خداوند به اسماع آن‌ها قادرند و غير از خدا كسى قدرت اين كار را ندارد مگر به توانايى خدا كه به كسى عطاء كند . و چنانچه كسى به جواب من قناعت نكند من او را ملامت نمىكنم و اميد وارم دانشمندان جواب بهترى پيدا كنند و فوق كل ذى علم عليم .

در هر أمّت رسولى بوده است

« وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ »
فاطر : 24 ؛ هيچ أمّتى نبوده مگر نذير و بيم دهنده‌اى در آن گذشته است . بعضى از مفسّرين گفته‌اند نذير اعم از پيامبر و وصى و عالم است . مشكل است اين اطلاق را بپذيريم . ظاهرِ « نذير » انصراف به رسول دارد . بعضى از مفسّرين معاصر كه فعلًا فوت كرده مىگويد : بله اين هم از آيه بر نمىآيد كه نذير هر أمّتى از خود آن أمّت بوده ؛ چون نفرموده « خلامنها » ، يعنى از افراد آن أمّت نذيرى گذشته . ولى مىگويم از مردم مكه و مدينه ظاهراً نذيرى نيامده است ؛ ولى ابراهيم و اسماعيل در مكه انذار و تبشير نموده‌اند . مهم اين است كه معناى أمّت در آيات تا چقدر وسعت دارد . من از حدس خود مطمئن هستم كه در بسيارى از أمّتها براى هر نسل 70 ساله نذيرى و رسولى نيامده است . بعيد نيست كه پس از اسماعيل ( ع ) تا رسول گرامى اسلام ( ص ) رسول ديگرى در اين مدت ممتد چند صد
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 331 | الشيخ محمد آصف المحسني