معناى اين دو آيه اين است كه ( تنها ) خداوند مىتواند كلام خود را به هر كسى از جن و انس و حيوان و موجودات عاقل ديگر ؛ مانند ملائكه و انواع زنده ديگر مادّى كه بخواهد مىشنواند ، پيامبر ( ص ) به عنوان يك انسان نمىتواند صداى خود را به مردگان قبرها بشنواند و اين عجز براى همه زنده جانهاى عاقل مادّى عموميت دارد . ولى آيه مكالمه ارواح باهم را در عالم برزخ شامل نمىشود ؛ « 1 » چون آنان همانند جن مىتوانند كلام خود را به همديگر بشنوانند . بلى انسان زنده صداى خود را به انسانهاى مرده كه بدنهاى آنان در قبور بدون روح افتاده هرچند سالم باشند شنوانده نمىتوانند .
يك مطلب روشن ديگر : همانگونه كه خداوند بدون واسطه مسمع ارواح مردگان است مىشود با واسطه هم اين كار را انجام دهد مانند قبض ارواح انسان كه در قرآن هم به خدا و هم به عزراييل و هم به ملائكه نسبت داده مىشود و مانند صدها كار مقدور ديگر كه توسط ديگران انجام مىدهد .
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى . . . »
الأنفال : 17 ؛ پس مىشود خداوند به فرشته اى و يا به انسانى قدرت دهد كه با ارواح كسانى كه در قبور افتاده و يا پوسيده اند ارتباط مكالمه اى بر قرار نمايند . بلى إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلّ شَىءٍ قَدِيرٌ . و چنانچه به دليل شرعى ثابت شود كه فرد صالحى يا پيامبرى يا فرشته اى اين كار را مىكند مى فهميم كه اين قدرت را خدا به او داده است . مثلًا پيامبران در ميان جمعى حضور دارند فرشته ها مى آيند وحى خداوند را نازل مىكنند و پيامبر مى شنود و ديگران نمى شنوند . پيامبران كلام خود را به آنان مى شنوانند معلوم نيست اهل مجلس آن پيامبر بتوانند كه صداى خود را به فرشته بشنوانند .
هامش
( 1 ) - در آخر تشهد مىگوييم : السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته ، اگر پيامبر اسلام به هر نحوى به اين خطاب متوجّه نشود اين خطاب لغوى مىشود ، در حالىكه به مردم دستور داده شده آن را بگويند جمله لقتوا مواتكم از آن حضرت در صحيح مسلم آمده 0 ج 2 / 131 . و ارتباط زندهها با مردگان را اثبات مىدارد .