او به اين دو امر - صرف نظر از بعضى از منافع و پذيرش بعضى از مسؤليتها - از باب ناچارى ، ملتزم شده است . دليل روشن اين موضوع اين است كه : انسانها هر وقت قدرت پيدا كنند ، از انجام مسؤليت اجتماعى خود ، به هر نحوى شده فرار مىكنند و از پارهاى منافع خود نمىگذرند كه هيچ ، حتى حق ديگران را نيز غصب مىكنند مثلًا :
1 - از بيت المال عمومى ، اختلاس مىكنند ؛
2 - حقوق افراد ديگر را ، منكر مىشوند ؛
3 - ماليهى تجارت خود را به دولت نمىدهند ؛
4 - حق گمركات را در وقت آوردن اموال تجارى به داخل كشور به وسيلهى رشوه ، خيلى كمتر از آن چه كه مقرر شده است ، مىدهد .
5 - از مراجعين ، رشوه ، مى گيرند ؛
6 - به محيط زيست هيچ توجهى ندارند ؛
7 - در مصرف برق زياده روى و در پرداخت قيمت آن خيانت مىكنند ؛
8 - زمينهاى دولتى را غاصبانه ، حتى المقدور تصرف مىنمايند ؛
9 - حتى رئيسهاى جمهور و اصحاب مناصب عاليه ، از خيانت امتناع نمىورزند ؛
10 - متخلفين از قوانين مدنى بزرگترين كشور غرب امريكاى شمالى ، كه مردم آن ، نوعاً فقرى را ، كه در آسيا و آفريقا ملموس است ، هنوز تصور نكردهاند ؛ ولى شمارهى آنان ، از هر كشور ديگر ، بيشتر است ؛ البته از اين مردم . آنانى كه به پنجهى قانون سپرده مىشوند و نيرنگ و پارتى بازى آنان تأثير نمىكند و به زندان مىروند شمارهى زندانيان آنان از شمارهى هر كشور ديگر در آفريقا ، آسيا و اروپا - مىگويند - بيشتر است و براى مصارف سالانه آنان در زندانها رقمهاى وحشتناكى مصرف مىشود و اگر شمارهى زندانيان متخلف از قوانين همهى كشورها را حساب كنيم مسلماً از تعداد آنان وحشت خواهيم كرد .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٥٦