تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
حضرت مىرسد كه براى امتحان و آزمايش آن حضرت است كه آيا در وجودش قيام و تكيه به اسلحه وجود دارد ، يا نه ؟ ! بعد از گرد آمدن عبدالله محض و دو پسرانش : محمد و ابراهيم ، با عبدالله سفّاح و منصور و جماعتى دگر از بنى هاشم در أبواء مدينه براى آنكه با يكى از پسران عبدالله محض بيعت كنند ، با آنكه ميل نداشتند امام صادق عليه السّلام در ميان ايشان وارد گردد ، ناگهان حضرت وارد شدند و فرمودند : اين بيعت درست نيست زيرا محمد مهدى آل محمد نيست . و هر دوى آنان : محمد و ابراهيم به دست صاحب قباى زرد ( منصور أبوالدّوانيق ) مقتول مىشوند و خلافت را او خواهد برد . پس از چند روزى عبدالله سفّاح با اهل بيت خود مختفيانه از مدينه به كوفه مسافرت كرد ، و با أبو سلمهء خلّال طرح خلافت خود را ريخت ، و بعد از بيعت با او ، أبوسَلَمِه وزير او شد و به نام وزير آل محمد مشهور گرديد . گرچه پس از گذشت چهار ماه به دست أبومسلم مقتول گرديد . محدّث قمّى گويد : سفّاح ، أبوسلمه حَفْص خلّال را وزير خويش كرده بود ، و او را وزير آل محمد مىگفتند ، و او اوّل كسى بود كه در دولت عبّاسيّه وزارت بر او قرار گرفت . پس أبومسلم در صدد قتل او برآمد ، و انتهاز فرصت مىبرد تا شبى كه أبوسلمه از نزد سفّاح بيرون شد كه به خانه رود اصحاب ابومسلم بر او ريختند ، و خونش بريختند . و قتل ابوسلمه بعد از چهار ماه از خلافت سفّاح بوده ، و چون دولت عبّاسيّه به سعى أبومسلم بوده سفّاح ابومسلم را آسيبى نرساند ، بلكه او را احترام مىكرد . و ابومسلم بود تا سفّاح وفات كرد ، و منصور به جاى او نشست . پس در 25 شعبان سنهء 137 در روميّة المداين به امر منصور كشته گشت ، و أبومسلم به صفت حزم و بَطْش و غيرت معروف بوده و مردى سفّاك و خونريز بوده چنانچه عدد مقتولين او كه صَبْراً كشته شده بودند ششصد هزار تن به شمار مىرفته است . « 1 »
هامش
( 1 ) « تتمّة المنتهى فى وقايع الخلفاء » طبع سوم ص 156 و ص 157 . و در تعليقه گفته