آنان فقط سنگ خود را به سينه مىزنند ، و به عنوان حمايت از اهل بيت و مغضوبيّت و مغصوبيّت حقّ علويّين ، پيوسته در صدد گرم كردن تنور خود و پختن نان در آن هستند . عنوان حمايت اهل بيت ، فقط بهانهاى مىباشد براى امارت و رياست و حكومت خود . و اگر چنين نبود چرا در مدينه اين امر را با حضرت در ميان ننهادند ، و خود پنهان به كوفه براى أخذ بيعت با اهل خودشان از بنى عباس رهسپار شدند ؟ !
اما عبدالله محض خبر ندارد ، و داراى نور باطن و فراست عميق نمىباشد كه كُنه مسائل را ادراك كند ، فلهذا از كاغذهاى مجعول و مكاتبات و نامههاى شيعيان خراسان كه داراى محتوائى نبوده است گول مىخورد ، و حتّى به حضرت امام صادق عليه السّلام سوء ظنّ پيدا مىكند كه : با وجود اين پيامها و اين نامهها و مراسلات از شيعهء خراسان ، تو كه با فرزند من : محمد نفس زكيّه بيعت نمىكنى ، از روى حسادت مىباشد .
مستشار عبد الحليم جندى آورده است كه : در آن ايّام ابومسلم خراسانى به امام جعفر الصّادق عليه السّلام نوشت :
إنِّى قَدْ أظْهَرْتُ الْكَلِمَةَ ، وَ دَعَوْتُ النَّاسَ عَنْ بَنِى امَيَّةَ إلَى مُوَالَاةِ « أهْلِ الْبَيْتِ » فَإنْ رَغِبْتَ فَلَا مَزِيدَ عَلَيْكَ .
« من كلمهء ولايت را آشكارا نمودهام ، و مردم را از بنى اميّه منصرف نموده ، و به موالات اهل بيت گرايش دادهام ، بنابراين اگر تو به خلافت رغبت دارى ، در اين امر روى دست تو كسى پيدا نمىشود ! »
حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فلسفهء خود را اعلان فرموده جواب دادند :
مَا أنْتَ مِنْ رِجَالِى ، وَ لَا الزَّمَانُ زَمَانِى . « 1 »
هامش
( 1 ) شاهد بر اينكه عبّاسيّون و وزرائشان و زمامدارانشان در صدد نابودى اهل بيت بودهاند آن است كه : ابومسلم خراسانى ، عبدالله بن معاوية بن عبدالله بن جعفر بن أبيطالب را بدون هيچ