را به قسم مخصوصى سوگند مىدادهاند كه در همانجا فى الحال هلاك مىگشت . و اين گونه سوگند در آن موقعيّت مخصوص كه امامت و ولايت و صدق كلام حضرت مورد تهديد و خطر واقع گرديده بود ، بسيار جالب توجه مىباشد .
راوندى در كتاب نفيس « خرائج و جرائح » از حضرت امام على بن موسى الرّضا عليه السّلام از پدرش عليه السّلام روايت كرده است كه : مردى به حضور حضرت امام جعفر بن محمد عليهما السّلام آمد و گفت : به فرياد خودت برس ! آن مرد فلان بن فلان از تو نزد منصور سعايت كرده است و چنين گفته است كه : تو از مردم براى خودت بيعت مىگيرى براى آنكه بر آنها خروج كنى !
حضرت فرمود : اى بندهء خدا نترس ! فَإنَّ اللهَ إذَا أرَادَ فَضِيلَةً كُتِمَتْ أوْ جُحِدَتْ أثَارَ عَلَيْهَا حَاسِداً بَاغِياً يُحَرِّكُهَا حَتَّى يُبِيِّنَهَا .
« زيرا كه چون خداوند فضيلتى را كه كتمان شده و يا مورد انكار گرديده است بخواهد ظاهر كند شخص حسود و متجاوزى را بر آن مىگمارد كه تحريك دهد ، تا خداوند آن را ظاهر و آشكارا كند . »
بنشين با من تا قاصد منصور بيايد ، و با من بدانجا بيا تا مشاهده كنى قدرت خداوند را كه هيچ گاه از مؤمن بر كنار نمىشود ، چگونه پيدا مىشود ؟ !
در اين هنگام از طرف منصور آمدند و گفتند : أجِبْ أمِيرَ الْمُؤْمِنينَ !
امام صادق عليه السّلام از منزل بيرون رفتند ، و به خانهء منصور داخل شدند ، و ديدند كه منصور از شدَّت غيظ و غضب در پوست خود نمىگنجد .
منصور گفت : تو هستى كه از مسلمانان براى خودت بيعت مىگيرى ؟ ! مىخواهى جماعتشان را به پراكندگى و افتراق بكشانى ؟ ! و در هلاكتشان جِدّى و ساعى مىباشى ؟ ! و در ميان آنها إفساد مىكنى ؟ ! حضرت فرمودند : هيچ يك از اين كارها را من بجاى نياوردهام !
منصور گفت : اين است فلان كه مىگويد : تو اين كارها را انجام دادهاى !
حضرت فرمودند : او دروغ مىگويد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٤