حضرت فرمود : اى اميرمؤمنان ! إنَّ سُلَيْمَانَ اعْطِىَ فَشَكَرَ ، وَ إنَّ أيُّوبَ ابْتُلِىَ فَصَبَرَ ، وَ إنَّ يُوسُفَ ظُلِمَ فَغَفَرَ ، و تو هم از آن سنخ هستى !
چون منصور اين سخن بشنيد گفت : بيا به نزد من اى ابا عبدالله ! دامنت پاك است ، اطراف و نواحى تو آلوده نيست ، غائلهات قليل است . خدا تو را جزاى خير دهد بهترين جزائى كه صاحبان رَحِم را دربارهء ارحامشان مىدهد . منصور دست برد و حضرت را بر فراش خود نشانيد و گفت : عطر بياوريد ! منصور شروع كرد با آن غاليه ( عطر تركيب شده ) با دست خودش به محاسن حضرت ماليدن به طورى كه قطرات آن غاليه قطره قطره مىريخت .
در اين حال گفت : برخيز در حفظ و امان خداوند ، و گفت : اى ربيع خودت را به او برسان و جائزه و كِسْوَهء او را بده !
حضرت در حفظ و كنف خدا از نزد منصور بيرون رفتند . ربيع خود را به حضرت رسانيد و گفت : من قبل از آنكه تو او را ببينى چنان منصور را متغيّر ديدم كه تو نديدى ، و بعد از آنكه او را ديدى شادان ديدم چنان كه أبداً نديده بودم . در وقت دخول بر منصور چه گفتى ؟ !
حضرت فرمودند : من گفتم : اللَّهُمَّ احْرُسْنِى بِعَيْنِكَ الَّتِى لَا تَنَامُ ، وَ اكْنُفْنِى بِرُكْنِكَ الَّذِى لَا يُرَامُ ، وَ اغْفِرْ لِى بِقُدْرَتِكَ عَلَىَّ ، وَ لَا أهْلِكُ وَ أنْتَ رَجَائى ! اللَّهُمَّ أنْتَ أكْبَرُ وَ أجَلُّ مِمَّا أخَافُ وَ أحْذَرُ ! اللَّهُمَّ بِكَ أدْفَعُ فِى نَحْرِهِ ، وَ أسْتَعِيذُ بِكَ مِنْ شَرِّهِ ! - فَفَعَلَ اللهُ بِى مَا رَأيْت . « 1 »
« بار خداوندا ، مرا حفظ كن در زير چشم عنايتت كه خواب نمىرود ، و مرا در كنف حمايتت در بياور حمايتى كه قصد آن نتوان كرد ، و مرا مورد غفرانت قرار بده با قدرتى كه بر من دارى ، كه با وجود اميدم به تو هلاك نشوم ! خداوندا تو بزرگتر و
هامش
( 1 ) « كشف الغمّة » ج 2 ص 374 از كتاب « مطالب السَّئُول » ص 82 و « بحار الأنوار » ج 47 ، ص 182 و ص 183 .