حضرت فرمود : إنَّهُ قَدْ مَضَى لَكَ ثَلَاثَةُ أسْلَافٍ : أيُّوبُ ابْتُلِىَ فَصَبَرَ ، وَ سُلَيْمَانُ اعْطِىَ فَشَكَرَ ، وَ يُوسُفُ قَدَرَ فَغَفَرَ . فَاقْتَدِ بِأيِّهِمْ شِئْتَ !
منصور گفت : عفو كردم . « 1 »
و همچنين آبىّ گفت : اهل مكّه و اهل مدينه در باب منصور براى ملاقات درنگ كرده بودند . ربيع حاجب به اهل مكّه زودتر از اهل مدينه اجازهء ورود داد . حضرت امام صادق عليه السّلام به ربيع گفت : آيا به اهل مكّه زودتر از اهل مدينه اجازه مىدهى ؟ ! ربيع گفت : مَكَّةُ الْعُشُّ . « مكّه آشيانه است . »
حضرت فرمود : عُشٌّ وَ اللهِ طَارَ خِيَارُهُ وَ بَقِىَ شِرَارُهُ « 2 » .
« قسم به خدا آشيانهاى است كه خوبان آن پريدهاند ، و بَدان آن بجاى ماندهاند . »
و گفته شده است به امام صادق كه : ابوجعفر منصور از هنگامى كه خلافت به دو رسيد نپوشيد مگر لباس خشن را ، و نخورد مگر غذاى سخت را . حضرت فرمود : يَا وَيْحَهُ مَعَ مَا قَدْ مَكَّنَ اللهُ لَهُ مِنَ السُّلْطَانِ ، وَ جُبِىَ إلَيْهِ مِنَ الامْوَالِ ؟ ! « واى بر او ، با وجود تمكّن و سلطنتى كه خداوند به او داده است و اموال از هر ناحيه به سويش گسيل مىشود ؟ ! »
به حضرت گفته شد : إنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ بُخْلًا وَ جَمْعاً لِلامْوَالِ .
« او اين كارها را به جهت بخلى كه دارد ، و به جهت اندوختن اموال بجاى مىآورد ! »
حضرت فرمود : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى حَرَّمَهُ مِنْ دُنْيَاهُ مَا لَهُ تَرَكَ دِينَهُ « 3 » .
« حمد و سپاس از خداوند است كه وى را از دنيايش محروم گردانيده است از آنچه كه به خاطر آن دين خود را ترك نموده است . »
پاسخ آن حضرت به منصور در علت عدم مخالطه با وى
و ابن حَمْدون گويد : منصور به جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام نوشت :
لِمَ لَا تَغْشَانَا كَمَا يَغْشَانَا سَائرُ النّاسِ ؟ ! « چرا اطراف ما را نمىگيرى ، همانطور كه
هامش
( 1 ) « كشف الغمّة » ج 2 ص 439 .
( 2 ) « كشف الغمّة » ج 2 ص 439
( 3 ) « كشف الغمّة » ج 2 ص 440 .