« من تصميم گرفتهام تا خانههاى شما را منهدم سازم ، و چاههاى شما را خشك كنم ، و نخلستانهاى شما را ريشه كن نمايم ، و شما را در « شَرَاة » منزل دهم به طورى كه يك نفر از اهل حجاز و اهل عراق نزديك شما نگردد چرا كه ايشان براى شما مفسده آفرينند ! »
حضرت مىفرمايد : من گفتم : يَا أمِيرَ الْمُؤمِنينَ ! إنَّ سُلَيْمَانَ اعْطِىَ فَشَكَرَ ، وَ إنَّ أيُّوبَ ابْتُلِىَ فَصَبَرَ ، وَ إنَّ يُوسُفَ ظُلِمَ فَغَفَرَ ، وَ أنْتَ مِنْ ذَلِكَ النَّسْلِ ! « 1 »
« اى پيشواى مؤمنان ! به سليمان پيغمبر سلطنت داده شد و او شكرانهاش را بجاى آورد ، و أيُّوب پيغمبر مبتلا شد و شكيبائى نمود ، و يوسف پيغمبر مورد ستم قرار گرفت و عفو نمود ، و تو از آن نسل هستى ! » منصور تبسّمى نموده گفت : براى من دوباره تكرار كن ! و من دوباره تكرار كردم .
منصور گفت : مِثْلُكَ فَلْيَكُنْ زَعِيمَ الْقَوْمِ ، وَ قَدْ عَفَوْتُ عَنْكُمْ وَ وَهَبْتُ لَكُمْ جُرْمَ أهْلِ الْبَصْرَةِ ! « مثل توئى شايسته است كه زعيم قوم باشد ، و من شما را عفو كردم و جرم اهل بصره را به شما بخشيدم ! » اينك براى من حديث كن آن حديثى را كه برايم بيان كردى از پدرت از پدرانش از رسول خدا صلّى الله عليه و آله !
حضرت مىفرمايد : من گفتم : پدرم براى من حديث كرد از پدرانش از على از رسول الله صلّى الله عليه و آله كه فرمود : صِلَةُ الرَّحِمِ تَعْمُرُ الدِّيارَ ، وَ تُطيلُ الاعْمَارَ ، وَ تُكْثِرُ الْغُمَّارَ وَ إنْ كَانُوا كُفَّاراً . « صلهء رحم كردن شهرها را آباد و عمرها را طولانى و ساكنين خانهها را زياد مىكند گرچه كافر باشند . »
هامش
و أيضاً اسم ناحيهاى است در شام بين دمشق و مدينه ، در برخى از نواحى آن قريهء معروفى است به نام حميمه كه فرزندان على بن عبد الله بن عباس در عصر بنى مروان در آنجا زيست مىنمودهاند .
( 1 ) محمّد بن طلحة شافعى در كتاب « مطالب السَّئُول » طبع رحلى سنگى ص 82 مضمون اين حديث را با سند ديگر و با ذيلى از دعاى حضرت آورده است .