تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
حضرت فرمود : و الله اى اميرمؤمنان من اين كارها را انجام نداده‌ام ! اينها نامه‌هاى من نيست ، و اينها خطِّ من نمىباشد ، و اين مُهر مُهر من نيست ! تا مىرسد به اينجا كه : منصور مىگويد : اى ربيع آن صندوق غاليه را بياور ! چون ربيع آورد ، به او گفت : دستت را در آن غاليه و عطر نفيس فرو ببر ، و محاسن جعفر را كه سپيد است از غاليه سياه گردان ! و وى را بر راحت‌ترين مركب من بنشان ، و ده هزار درهم به او عطا نما ، و تا منزلش او را بدرقه كن با احترام و اكرام ، و وى را مخيّر گردان كه اگر ميل دارد نزد ما مُكَرَّماً بماند ، و اگر ميل دارد به سوى مدينهء جدّش رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مراجعت كند . ( البته اين گفتگوها و ردّ و بدلها بعد از سه مرتبه شمشير را به مقدارهاى متفاوت از غلاف بيرون كشيدن ، و ارادهء قتل حضرت بوده است كه چون حضرت با دعاهائى به خداوند متوسّل مىگردند ، خدا دفع شرِّ منصور را مىنمايد . ) و سپس منصور به ربيع مىگويد : اى ربيع من در كشتن جعفر تأكيد و اصرارى هر چه تمام‌تر داشتم ، و اراده داشتم أبداً سخنى را از وى نپذيرم ! و عذرى را قبول ننمايم ، و موقعيّت و امر او با وجود آنكه از كسانى نمىباشد كه قيام به شمشير كند ، از موقعيّت و امر عبدالله بن حسن ، شديدتر و غليظتر است . و من اين حقيقت را از او و از پدران او از عصر بنى اميّه مىدانستم و پى برده بودم . اما در سه مرتبهء متفاوت مكاشفاتى كه از رسول خدا بر من ظاهر شد و دانستم كه : در صورت قتل او خودم دستخوش نيستى مىشوم و مرگ گريبان‌گيرم خواهد شد ، لهذا صرف نظر نمودم . منصور مفصّلًا آن سه رؤياى انكشافى را براى ربيع شرح مىدهد و مىگويد : اگر براى احدى بيان كنى جايگاهت ديار عدم خواهد بود . « 1 »
هامش
( 1 ) « مُهَج الدَّعَوات » ص 192 ، و « بحار الأنوار » مجلسى ، « تاريخ الإمام جعفر الصادق عليه السّلام » از طبع حروفى ج 47 ص 195 تا ص 200 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 288 | السيد محمد حسين الطهراني