تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
يك بار در عصر سَفَّاح به سوى حيره ، و چندين بار در عصر منصور به سوى حيره و كوفه و بغداد . « 1 »

احضار منصور امام صادق عليه السّلام را به حيره

كلينى با سند متّصل خود از حضرت ابو عبدالله امام صادق عليه السّلام در زمان ابوالعباس سفّاح در هنگامى كه وى را به حيره آورده بودند روايت مىكند كه فرمود : من وارد بر او شدم در حالى كه مردم در روزه شك داشتند ، - و آن روز سوگند به خداوند از شهر رمضان بود - من بر او سلام كردم . او گفت : اى أبا عبدالله ! آيا امروز را روزه گرفته‌اى ؟ ! گفتم : نه ! و غذا در برابر او بود . گفت : پس نزديك بيا و تناول كن ! حضرت فرمود : من نزديك شدم و غذا خوردم ، و به او گفتم : الصَّوْمُ مَعَكَ وَ الْفِطْرُ مَعَك . « روزه واجب است آن روزى را كه تو روزه مىدارى ! و خوردن روزه واجب است آن روزى را كه تو مىخورى ! » آن مرد راوى به حضرت عليه السّلام عرض كرد : تُفْطِرُ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ؟ ! « آيا تو روزى را كه مُسَلَّماً از شهر رمضان مىباشد روزهء خودت را مىشكنى و غذا مىخورى ؟ ! » حضرت فرمود : إى وَ اللهِ افْطِرُ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أحَبُّ إلَىَّ مِنْ أنْ يُضْرَبَ عُنُقِى . « 2 » « آرى سوگند به خدا اگر من يك روز روزهء ماه رمضان را بخورم ، نزد من
هامش
علامه شيخ محمّد حسين مظفر نيز در كتاب « الامام الصّادق » عليهم‌السلام 7 ج 2 ص 8 اين حديث را ضمن خطبه‌هاى حضرت ذكر كرده است و در ذيلش گفته است : امام صادق عليه السّلام شأنشان رفيع‌تر از آن بوده است كه به جهت مال ، هم موقف با بنى عباس شوند و ليكن گمان من آن است كه حضرت مىخواهند از بعضى از احوال عباس كه مجهول مانده بود پرده بردارند . چون عن‌قريب سلطنت و امارت بدانها مىرسيد و بايد مردم بدانند شأن مالكين رقابشان از اين به بعد چه مىباشد ؟ و اين كلمات با وجود اختصار آن براى تاريخ ، فوائد بسيارى را در بردارد و من گمان ندارم كه در تاريخ اين مواقف از عباس ذكر شده باشد ! ( 1 ) « تاريخ الشّيعة » ص 43 . ( 2 ) « كافى » ، ج 3 ، ص 83 . و مجلسى در « بحار الأنوار » از « كافى » در ج 47 ص 210 از طبع حروفى نقل كرده است .