تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
مادرش كنيزى بود بَرْبَرى . و در سنهء 138 عبدالرحمن بن معاوية بن هشام بن عبد الملك بن مروان اموى أندلسى به أندلس وارد شد و بر آنجا استيلا يافت ، و مدت سلطنتش به درازا انجاميد ، و مملكت أندلس در دست اولاد وى تا پس از سنهء چهارصد باقى بماند ، و از اهل علم و عدل بود ، و مادرش بَرْبرى بود . أبو المظفّر أبيوردى گويد : مىگفته‌اند : سلطنت جهان را دو فرزند بربرى گرفته‌اند : منصور ، و عبد الرَّحمن بن معاويه . « 1 »

منصور اوّلين مولّد اختلاف ميان عباسيان و علويان

تا زمان منصور بنى عباس و علويّين با هم متّحد و متّفق بودند ، و در مشكلات تشريك مساعى مىنمودند . همگى به عنوان أقوام و ارحام رسول اكرم طى طريق مىسپرده‌اند ، و فقط حزب مخالف و دشمن خصيم ايشان بنى اميّه بوده است كه در برابر بنى هاشم يك صفِّ مبارزه و جنگ و جدال و أسْر و نَهْب و قتل و ساير امور خصمانه را تشكيل مىداده است . اما منصور اين اتحاد بنى هاشم را از ميان برداشت ، و با كوششى بليغ ميان عباسيّون از آنها با علويّون تفرقه افكند ، و از اين به بعد علويّون مغلوب و منكوب شدند ، و عبّاسيّون داراى قدرت و سلطنت و شوكت جائرانه گرديدند ، و اين اختلاف در ميانشان در تمام دورهء پانصد سالهء خلافت بنى عباس باقى بماند . و اين نبود مگر به جهت روح استكبار و فرعونيّت و جبروتيّتى كه در منصور بود . در تاريخ مشاهده مىشود كه او پهلوان و سردار مؤسّس اين اختلاف به شمار آمده است . سيوطى گويد : منصور نخستين كسى بود كه ميان عباسيّون و علويّون ، ايجاد فتنه نمود . ايشان پيش از اين چيز واحدى بودند . منصور خلق كثيرى از علماء را كه با محمد و ابراهيم خروج كرده بودند و يا امر به خروج نموده بودند با طريق كشتن و شلَّاق زدن و غير ذلك آزار نمود . از ايشان است أبو حنيفه و عبد الحميد بن جعفر ، و ابن عَجْلان . . . .
هامش
( 1 ) « تاريخ الخلفاء » طبع چهارم ص 259 و ص 260 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 279 | السيد محمد حسين الطهراني